منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٠
كتاب مى باشد:
(قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابِ) (رعد/٤٣). «بگو كافى است از نظر شهادت ميان من وشما، خدا وآن كس كه نزد او علم تمام كتاب است» ودر نزد اهل ادب تفاوت اين دو جمله ياد شده در زير روشن است.
١ـ (قالَ الّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ).
٢ـ (وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابِ)(از نظر روايات حضرت على (عليه السلام)).[١]
بنابر اين احتمال دارد كه اين كتاب، كتاب تكوينى وواقعيت اسماء اللّه بوده كه مظهر بودن براى آنها چنين قدرتى را مى بخشيد.
نخست ملكه سبا در برابر سليمان حاضر شد. او دستور داد تختش را براى او ناآشنا سازند وكارهايى در آن صورت دهند كه او به سادگى نتواند تشخيص دهد. چنانكه مى فرمايد:( قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أتَهْتَدى أمْ تَكُونُ مِنَ الّذينَ لايَهْتَدُونَ).
هدف از اين ناآشنا ساختن تخت براى ملكه سبا چه بوده است؟ در اين باره ياد آور مى شويم كه:
١ـ احضار خود تخت با قدرت خارق العاده، براى اثبات نبوت وداشتن قدرت غيبى خود بود. ملكه سبا به هنگام ترك كردن سرزمين سبا تختش در اختيارش بود، امّا تخت او در غيابش پيش از وى وارد ملك سليمان شد. وملكه در مسير خود انتقال آن را مشاهده نكرد.
٢ـ دگرگون وناآشنا ساختن تخت به خاطر آزمودن هوش وقدرت تشخيص او بود.
ملكه سبا در محضر سليمان
ملكه سبا وارد دربار سليمان گشت. وقتى در مقابل تخت خود قرا گرفت به او گفته شد: آيا تخت تو اين گونه است؟او با احتياط، كه نشانه پختگى در زندگى
[١] روايات فراوانى در نزول اين آيه در شأن على (عليه السلام) در كتب حديث وتفسير وارد شده است، به كتاب تفسير برهان ج٢، ص٣٠٢ ـ ٣٠٤ رجوع شود.