منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٩
الوجود معتقد شده اند. واگر هر يك مالك بخشى از الوهيت است كه مجموعاً خداى واحدى راتشكيل مى دهند، در اين صورت قائل به تركيب شده كه مركّب نياز به اجزاى خود دارد وهر نيازمندى، ممكن بوده وواجب الوجود بالذات نخواهد بود. ولى در مقابل اين براهين روشن آنان بر تثليث اصرار دارند. قرآن به روشنى از آن انتقاد مى كند و مى فرمايد:(إنَّمَا المَسيحُ عيسَى ابنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ كَلِمَتُهُ ألْقيها إلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُم).
در اين آيه، برهان ابطال تثليث به روشنى آمده است وآن اينكه او از مادرى به نام مريم متولّد شده است و چگونه مى تواند مقام الوهيت را به يكى از دو كيفيت ياد شده، داشته باشد؟ چيزى كه هست، مسيح كلمه خداست، همچنان كه همه جهان كلمه خداست وبراى روح وجان او مقام منيعى معتقد شد. تا آنجا كه خدا آن را به خود نسبت داده و مى گويد:(وَ رُوح مِنْهُ)اين نوع اضافه وانتساب، انتساب تشريفى واحترامى است; چنانكه مى گويند:«بيت اللّه» بنابراين جمله ( وَ كَلِمَتُهُ ألْقيها إلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ)وكلمه خدا، مخلوق اوست به عنوان مبدأ برهان نسبت به مسأله تثليث كه بعداً خواهد آمده،مى باشد.
در آيه ديگر باز مسأله تثليث را مطرح كرده و مى فرمايد:«آنان كه خدا را يكى از سه نفر مى دانند، خدا را نشناخته وچهره حق را پوشانيده اند، خداى جهان، جز خدا كسى نيست وآنان بدانند اگر از اين عقيده برنگردند، عذاب دردناكى در كمين آنهاست» : (لَقَدْ كَفَر الَّذينَ قالُوا إنَّ اللّهَ ثالِثُ ثَلاثَة وَ ما مِنْ إله إلاّ إلهٌ واحِدٌ وَ إنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أليمٌ).
هـ: فرضيه ربوبيت مسيح
گروهى از روشنفكران مسيحى براى مسيح مقام ديگرى معتقد شده اند وآن اين كه وى در عين مخلوق بودن، رب وكارگردان جهان آفرينش است. همگى مى دانيم