منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
ز ـ نقشه قتل موسى
فرعون براى قتل موسى با اشراف به مشورت پرداخت; چنانكه خداوند مى گويد: (وَقالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونى أَقْتُلْ مُوسى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ...) .
از گفتار فرعون به اطرافيان (وَقالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونى أقْتُل مُوسى ...) استفاده مى شود كه همه درباريان فرعون با قتل موسى موافق نبودند. بدين جهت مى گويد:مرا اجازه دهيد تا او را بكشم. البته علّت مخالفت آنان چندان روشن نيست. شايد فكر مى كردند اگر موسى نفرين كند، به قيمت نابودى فراعنه تمام شود. جمله (وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ) مى تواند گواه آن باشد وشايد نظر آنان اين بود كه كشتن رهبر يك جمعيت،مايه حيات انديشه او مى شود و محبوبيت پيدا مى كند.
از آيه ١٢٧ سوره اعراف استفاده مى شود كه گاهى اطرافيان فرعون قتل موسى را پيشنهاد مى كردند; چنانكه مى گويد:(وقالَ المَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَونَ أتَذَرُ مُوسى وَقَوْمَهُ...). از اين دو آيه به دست مى آيد كه مسأله قتل موسى مورد اتفاق نبوده ومخالف وموافقى در دربار وجود داشته است.
اكنون ببينيم قتل موسى را چگونه توجيه مى كردند؟ فرعون قتل او را چنين توجيه مى كرد:علّت اينكه مى گويم مرا رها كنيد تا او را بكشم، از اين است كه مى ترسم آيين شما را تغيير دهد ويا در روى زمين دست به تباهى بزند.
اين تعبير فرعون مكر وفريبكارى است. زيرا چنين مى نمايد كه قتل او به خاطر مصالح مردم است:
١ـ مبادا دين مردم را عوض كند.
٢ـ مايه فساد گردد. يعنى گروهى به او ايمان آورند ونظام ناچار شود با آنان بجنگند وطبعاً قتل وخونريزى وويرانى به بار مى آورد.
اين ظاهر قضيه است، ولى باطن آن اين است كه مبادا الوهيت وخدايى