منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤١
النّاسَ) آمده، شاهد بر اين است كه زمان ذكر همان زمان محروم بودن از تكلّم با مردم است وتفكيك ميان دو نوع سخن گفتن خود يك نوع كرامت است. من خود نظير آن را در برخى از علما خبر دارم وبه عنوان ثبت در تاريخ ياد آور مى شوم:
مرحوم حاج شيخ حيدر همدانى، پدر همسر مرحوم شهيد دكتر مفتح، دچار سكته شد، و از همدان به قم منتقل گرديد. در منزل داماد خود بسترى بود وما نيز با مرحوم دكتر مفتح رفت وآمد زيادى داشتيم.وى مى گفت: وضع پدر همسر من عجيب است: به هنگام نماز خواندن زبانش كاملاً باز مى شود، ولى پس از فراغت از نماز جز با اشاره قادر به سخن گفتن نيست».
حضرت زكريا آيت ونشانه الهى را احسا س كرد. گويا جريان را با مردم در ميان گذارده بود. آنان نيز از خصوصيات آگاه شده بودند. از اين جهت از عبادتگاه خود بيرون آمد ودر حالى كه مردم او را مى ديدند، بااشاره تفهيم كرد كه صبح وشام خدا را تسبيح بگويند. شايد منتظر اين بود كه به شكرانه اين نعمت سپاسگزار خدا باشند. زيرا اين موهبت الهى در سرنوشت آنان نيز مؤثّر است.
احتمال دارد كه مقصود اين است كه عبادتهاى خود را در دو وقت خود انجام دهند ومنتظر او نباشند. شايد رسم آنان اين بود كه نماز خود را با زكريا به جا مى آوردند وبا اينكه زكريا از ذكر خدا محروم نبوده، ولى با اين حال مصلحت در اين بود كه از آنان فاصله بگيرد. چنانكه ميفرمايد: (فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ المِحْرابِ فَأوحى إلَيْهِمْ أنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيّاً).
ويكى از معانى وحى همان اشاره است.
وعده الهى تحقّق پذيرفت وفرزندى به نام يحيى متولّد گشت كه سرگذشت او را جداگانه در فصل آينده بيان خواهيم كرد.