منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٨
١ـ هرگز او را نكشته وبه دار نزده اند:(وَ ما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ).
٢ـ مسأله بر آنها مشتبه شده وغير او را به دار زده اند:(وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ).
٣ـ آنان به آنچه مى گويند اعتقاد جازم ندارند، بلكه از روى شك وترديد سخن مى گويند:(وَ إنَّ الّذينَ اخْتَلَفُوا فيهِ لَفى شَكّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْم إلاّ اتِّباعَ الظَّنِّ).
٤ـ خداوند دوباره با لحن قاطع كشتن او را نفى مى كند:( وَ ما قَتَلُوهُ يَقيناً).
٥ـ در مرتبه پنجم به بيان واقع جريان پرداخته ومى گويد: مسأله، مسأله قتل نبود، بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد:(بَلْ رَفَعَهُ اللّهُ إلَيْهِ وَ كانَ اللّهُ عَزيزاً حَكيماً).
با توجه به فقره هاى مختلف اين آيه ياد آور مى شويم كه مفاد اين آيه با مفاد آيه نخست يكى است ومى رساند كه خداوند اورا زنده بالا برده است، با اين تفاوت كه در آيه نخست دو واژه وارد شده است:(متوفّيك) و (وَ رافِعْكَ)، ولى در اين آيه فقط مسأله رفع مطرح شده است. گواه برا ينكه آيه در مقام بيان اين است كه او را زنده به سوى خود برده، اين است كه ضماير دو گانه در (ما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ) به عيسى بن مريم بر مى گردد; همچنان كه ضمير (بَلْ رَفَعَهُ اللّهُ)نيز به او بر مى گردد وموضوع در هر سه، عيساى خارجى است كه يهود در باره او مى گفتند:قتلناه، صلبناه. امّا قرآن مى گويد:(ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ بَلْ رَفَعَهُ اللّهُ). در اين صورت نتيجه اين مى شود كه مدعاى يهود در باره عيسى باطل وحقيقت امر بالا بردن مسيح است، نه صلب يا قتل او.
آرى آيه بيش از اين دلالت ندارد كه او را زنده بالا برده است، امّا اينكه هم اكنون نيز زنده است، آيه بر آن دلالت ندارد.
از اين بيان روشن مى شود كه دو تفسير ذيل در باره آيه صحيح نيست:
الف:آنچه برخى گفته اند كه خداوند مسيح را اوّل ميراند و سپس بالا