منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١
ملازم با معصيت وگناه نيست، بلكه هر كار بى موقع، يك نوع كار شيطانى است وكار موسى، خطا و بى موقع بود. زيرا اين نوع درگيريهاى جزئى نه تنها سودى نمى بخشد، بلكه مايه گرفتارى رهبر وفزونى فشار گروه مستكبر مى گردد واگر موسى صبر مى كرد تا اين قبطى مانند ديگر قبطيان به موقع در دريا غرق مى شدند،بيشتر مقرون به مصلحت بود. خلاصه سوء تدبير كه مايه در به درى موسى گرديد، جز كار شيطانى در مقابل كار الهى وعقلانى چيز ديگرى نيست.
ولذا وقتى فرعون ياد آور كار او شد وگفت:(وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الّتى فَعَلْتَ وَ أنْتَ مِنَ الكافِرينَ) (شعراء/١٩):«كردى كارى را كه كردى، و به نعمت كفر ورزيدى، او در پاسخ گفت:(فَعَلْتُها إذاً وَ أنَا مِنَ الضّالّينَ). (شعراء/٢٠):«انجام دادم در حالى كه خطا كار بودم.» خطا از اين نظر كه كارى را صورت دادم كه از نظر مصالح نبايد انجام بگيرد. لذا در آيه سوّم آن را ظلم بر نفس تلقى كرده و مى گويد:(قالَ رَبِّ إنّى ظلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِر لى فَغَفَرَ لَهُ إنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحيمُ).
موسى،ظلم را به خود نسبت مى دهد. يعنى خود را به رنج وزحمت افكند.[١] لفظ «غفران»در اصطلاح امروز به معنى بخشيدن گناه است ودر لغت عرب به معنى پوشانيدن است[٢] واز خدا مى خواهد كه كار او را بپوشاند و او را از پيامد اين كار نجات دهد، به گواه اينكه مى گويد:(فَنَجَّيْناكَ مِنَ الغَمِّ) (طه /٤٠) يعنى ترا از اندوه نجات دادم.
[١] نظير اين تفسير را درباره آيه مربوط به حضرت آدم نيز ياد آور شديم:(قالا رَبَّنا ظلَمْنا أنْفُسَنا وإنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرينَ)(اعراف/٢٣).
[٢] راغب در مفردات مى گويد: اغفروا هذا الأمر بغفرته: أُسْتروه بما يجب أن يُسْتَر به ، والمِغْفَر بيضة الحديد، والغفارة خرقة تستر الخماران يمسه دهن الرأس: به كلاهخود كه سر را مى٣پوشاند، مغفر مى گويند وبه پارچه اى كه به سر مى٣بندند كه روسرى زن آلوده به چربى سر نشود، غفاره مى نامند.