منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٩
١ـ مربيان الهى بايد تا آنجا كه اميد تربيت دارند، از درخواست عذاب بپرهيزند. از اين جهت خدا به پيامبر خطاب مى كند: در مقابل حكم وفرمان خدا صابر باش ومانند مصاحب ماهى نباش آنگاه كه ما را خواند در حالى كه او را غم واندوه گرفته بود: (فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلاتَكُنْ كَصاحِبِ الحُوتِ إذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُوم).(قلم/٤٨)
٢ـ سرگذشت يونس يكى از دلايل وقوع بداء در شرايع پيشين است. البته نه به اين معنا كه اراده خدا تغيير كند ونظر او عوض شود، بلكه مقصود اين است كه پيامبر الهى از طريق وحى يا الهام ، از وقوع امرى خبر بدهد و نشانه هاى آن نيز ظاهر شود، ولى سپس به عللى آن خبر تحقّق نپذيرد. امّا تحقّق نپذيرفتن نه به اين معناست كه رسول او سخن نادرستى گفته، بلكه خبر او صددر صد صحيح ومقيّد به حفظ شرايط بود، امّا دگرگونى شرايط سبب شد كه آن گزارش تحقّق نپذيرد. اتفاقاً جريان در سرگذشت يونس از همين مقوله است. زيرا او گزارش از عذاب داد وگزارش او محدود به اين بود كه قوم وى به همان حالت خود بمانند، ولى روى جهتى كه در بيان سرگذشت يونس روشن شد، آنان شرايط را تغيبر دادند وقهراً از عذاب الهى نجات يافتند.
٣ـ از اين بيان روشن مى شود كه مسأله بداء يك سنّت ديرينه الهى بود واگر مخالفان بداء به واقعيت آن پى مى بردند، هرگز بر خلاف آن سخن نمى گفتند.
٤ـ اين سرگذشت حاكى از گستردگى فوق العاده رحمت خداست، تا آنجا كه امكان شمول رحمت باشد، خدا از انسان مضايقه نمى كند، مگر اينكه رحمت بر خلاف حكمت باشد وبه قول گوينده:
لطف حق با تو مداراها كند *** چون كه از حد بگذرد رسوا كند