منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٧
روز به پايان نرسيده بود، كه بنى اسرائيل به دنبال انديشه پرستش خداى محسوس رفتند، كه در آغاز ورود به صحراى سينا به موسى پيشنهاد كرده بودند، مجسمه طلايى گوساله اى را كه فردى از آنان به نام سامرى ساخته بود، پرستش كردند وعملاً تمام زحمت پيامبر خود را بر باد دادند.
زمينه گرايش به بت پرستى در آنان وجود داشت. زيرا ساليان درازى در مصر با چشم خود مى ديدند كه مصريان بتها ومجسمه هايى را مى پرستيدند. پس اين انديشه در مدّت اقامت در مصر به آنان تزريق شده بود و تو گويى خميره جانشان شده بود.به تعبير قرآن:(وأُشربوا فى قلُوبِهِمُ العِجْلَ)«گوساله پرستى به آنان تزريق شده بود». از طرف ديگر سى شب به پايان رسيد وموسى باز نگشت. شايعه مرگ موسى نيز بر بازگشت آنان به بت پرستى كمك كرد.
از طرف سوّم بنى اسرائيل به خاطر خفّت وذلّتى كه به آنان وارد شده بود، از نظر دانش در سطح بسيار پايينى بودند وبا اندك تبليغى از اين سو به آن سو مى شدند.
در آيات سوره بقره مسأله پرستش گوساله به اشاره مطرح شده است، نه به صورت بيان داستان. در حقيقت آنگاه كه قرآن وضع بنى اسرائيل عصر رسالت را بيان مى كند و اعمال ننگين آنان را مى شمارد،مى گويد:شماها چنين وچنان كرديد. در موردى فرمود:(باتِّخاذِكُمُ العِجل) در مورد ديگر فرمود:(ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ العِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ) ودر مورد سوّم از ريشه بت پرستى در روان آنان گزارش مى دهد:(وأُشرِبوا فى قُلُوبِهِمُ العِجْلَ). سرانجام در آخرين آيه سوره بقره مى فرمايد:(بِئْسَما يَأمُرُكُمْ بِهِ إيمانُكُمْ إنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ). ومفاد اين جمله اين است كه اگر واقعاً مدعى هستيد كه از روى ايمان به تورات، دست به جنايت زده و پيامبران الهى را مى كشيد، حرام خدا(ربا) را حلال مى شماريد وپيامبر اسلام را تصديق نمى كنيد(اگر ايمان شما به اين كارها فرمان مى دهد) به چيز بدى فرمان