منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
نيست به آن آيين بازگرديم مگر خدا و پروردگار ما بخواهد» ومعنى استثنا اين است كه كارهاى جهان در دست خداست واو مقلب القلوب است. البته مشيّت خدا بر بازگشت افراد با ايمان به شرك در صورتى عملى مى شود كه خود اين افراد زمينه هاى گرايش را فراهم كنند.
٢ـ شگفتى از اين است كه مرا به سبب داشتن عشيره ام رجم نمى كنيد، چگونه عشيره من نزد شما از خدا گراميتر است؟ من مى بينم شما به فرمانهاى خدا اعتنا نمى كنيد: (قالَ يا قَوْمِ أَرَهْطى أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَ راءَكُمْ ظهْرِيّاً إنَّ رَبّى بِما تَعْمَلُونَ مُحيطٌ)(هود/٩٢).
او به پاره اى از اعتراضها به خاطر كودكانه بودن پاسخ نگفته واگر هم گفته وحى الهى نقل نفرموده است وآن مسأله اتهام به جنون، دروغگويى ويا گنگ بودن محتواى دعوت يا منافات داشتن بشر بودن او با دعوى رسالت كه ما در گذشته به بى پايگى اين اعتراضات اشاره نموديم.
***
٤
نزول عذاب الهى
حضرت شعيب در سخنان خود آنان را از نزول عذاب بيم مى داد وآنان نيز گاهى به عنوان تمسخر وريشخند درخواست عذاب مى كردند. آنگاه كه يأس ونوميدى از ايمان آنان فراگير شد، عذاب الهى فرود آمد وهمگان رانابود كرد. شعيب وافراد با ايمان از آن نجات يافتند. اينك آيات اين قسمت: