منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٨
تبرئه كردند.
روى اين جهت به نظر مى رسد كه قرآن بايد داستان را از آيه ٧٢شروع كند ومثلاً چنين بگويد:«وَ إذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّارَأتُمْ فِيها وَسألتُمْ موسى أن يُعيّنَ القاتل فقال موسى إنّ اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة...».
در حالى كه مى بينيم قرآن ماجراى قتل را متذكر نشده ونخست به بيان مذاكره موسى وبنى اسرائيل پرداخته است و آنگاه به بيان انگيزه كشتن بقره پرداخته واين علّت تقديم وتأخير سبب شده است كه برخى از مفسران تصوّر كنند كه آيه (وَ إذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً)مربوط به داستان ديگر است ودر نتيجه مجموع آيات ياد شده بيانگر دو سرگذشت ودو قتل مى باشد. علّت اينكه قرآن در بيان سرگذشت، اين راه را برگزيده است اين است كه محور سخن درآيات گذشته وآينده بيان لجاجتها وعنادهاى بنى اسرائيل است و اينكه آنان انسانهاى سالم ورو به راه نبودند وپيوسته با پيامبران خود به جدال ونزاع بر مى خاستند. مثلاً در آيات قبلى اين نوع خطابها آمده بود:
(إنّكُمْ ظَلَمْتُمْ أنْفُسَكُم ْبِاتَّخاذِكُمُ العِجْلَ).
(وَإذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً).
(فَبَدّلَ الّذينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيرَ الّذى قيلَ لَهُمْ).
(وَإذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعام واحِد).
(وَ إذْ أخَذْنا ميثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوقَكُمُ الطُّورَ).
(وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الّذينَ اعتَدُوا مِنْكُمْ فى السَّبْتِ).
دقّت در اين آيات مى رساند كه محور سخن بيان سرگذشت تأسفبار قوم بنى اسرائيل است. از اين جهت قرآن متن مذاكره موسى را با بنى اسرائيل مقدّم داشته تا گواه ديگرى باشد بر اينكه آنان در فكر فرمانبردارى نبوده وپيوسته با اشكال تراشيهاى كودكانه مى خواستند از زير بار تكليف فرار كنند. هر چند سرانجام مجبور به انجام