منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٨
گوسفندان در شب بر عهده صاحبان آنها، وحفظ باغ در روز بر صاحبان باغ است.[١]
ممكن است گفته شود چنين قانونى كليّت ندارد ودر پاره اى از موارد صاحب گوسفند مسؤول هر نوع خسارت وارد از ناحيه دام او مى باشد. ولى مى توان گفت در زمان داود در ميان بنى اسرائيل چنين رسمى وجود داشته است.
در اين موقع سليمان به گونه ديگر داورى كرد وگفت:تاكستان را به صاحبان گوسفند بدهند تا بر روى آن كار كنند تا به حالت نخست باز گردد ودر اين مدّت كه آنان مشغول ترميم باغ هستند، گوسفندها را به صاحب باغ بدهند تا از در آمد آن تا روزى كه باغ به حالت اوّليه باز گردد بهره بگيرند.
شايد پايه داورى سليمان، كه در آن روز يازده ساله بود، بر اين اساس بود كه در آمد گوسفندان از شير وپشم در اين مدّت معادل خسارتى است كه بر باغ وارد شده، به اضافه محروميتى كه در مدّت ترميم متوجّه صاحب باغ مى شود.
در حقيقت هر دو داورى بر اساس عدل وداد بود، ولى با اين تفاوت كه در داورى داود مسأله دفعى بوده وفشار آن بيشتر، ولى در داورى سليمان جبران خسارت تدريجى بوده وسرانجام صاحبان گوسفندان به گوسفندان خود وصاحب باغ به باغ و منافع از دست رفته خود دست مى يافتند. قرآن هر دو جريان را به صورت بسيار سربسته بيان كرده است:(وَ داوُدَ وَسُلَيْمانَ إذْ يَحْكُمانِ فى الحَرْثِ إذْ نَفَشَتْ فيهِ غَن[٢]َمُ الْقَومِ وَ كُنّا لِحكمهِمْ شاهِدينَ* فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلاّ ً آتَيْنا حُكْماً وَ عِلماً وَسَخَّرْنا مَعَ داودَ الجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلينَ)
شايد داورى داود براى اين بود كه فرزند خردسال او، زبان به سخن گشايد
[١] طبرسى نقل مى كند كه از پيامبر روايت شده است كه فرمود:«انّه قضى بحفظ المواشى على أربابها ليلاً، وقضى بحفظ الحرث على أربابه نهاراً» مجمع البيان:ج٤، ص٥٨.
[٢] «نفشت» به معنى تفرّق، و فعل مؤنثِ «نفش» است.