منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
حضرت مسيح است وخدا مى خواهد شاهد ديگرى بر گفتار خود بياورد. گفتار او اين بود كه عيسى را نكشته اند وخدا او را بالا برده است. براى تأييد اين گفتار ياد آور مى شود: روزگارى فرا مى رسد كه اهل كتاب به آنچه ما گفتيم ايمان مى آورند. آن موقعى است كه عيسى قبل از مرگش بر آنان ظاهر مى شود وهمگى از حقيقت آگاه مى گردند.
بنابراين، تفسيرا ين آيه نه تنها گواه براين است كه از توطئه قتل نجات يافته، بلكه دلالت بر زنده بودن او نيز دارد وحقيقت قبل از مرگش بر اهل كتاب روشن خواهد شد ومرگ مسيح طبق روايات، پس از نزول از آسمان وكشتن دجال وغيره است.
٢ـ تفسير ديگر اينكه بگوييم: ضمير نخست به مسيح وضمير دوّم به اهل كتاب بر مى گردد ومعناى آيه اين است كه هيچ كس اهل كتاب نيست، مگر اينكه قبل ازمرگش به حضرت مسيح ايمان مى آورد. يعنى به هنگام قبض روح، از جريان واقف مى شود وايمان به او آورده واذعان پيدا مى كند كه او رانكشته اند.
ولى اين تفسير چندان پايه صحيحى ندارد. زيرا ايمان اهل كتاب آيا براى حاضران در مجلس احتضار محسوس است يانه؟ احتمال نخست باطل است. زيرا هرگز اهل كتاب به هنگام مردن چنين ايمانى را اظهار نمى كنند. دوّمى نيز مثل اوّلى است. زيرا به هنگام مرگ پرده ها بالا مى رود وهمه حقايق بر كافر روشن مى شود ; خواه جريان مسيح باشد خواه غير مسيح . ديگر جهت ندارد كه تنها روشن شدن وضع مسيح مطرح شود; چنانكه مى فرمايد:(حَتّى إذا جاءَ أحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلّى أعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ)(مؤمنون/٩٩ـ ١٠٠).«آنگاه كه مرگ يكى فرا رسد، مى گويد: مرا برگردانيد تا عمل صالح انجام دهم!».
اين مطلب با توجه به روايات فراوانى كه نزول عيسى را از «اشراط الساعة» قلمداد كرده وفريقين آنها را نقل كرده اند، روشنتر مى گردد. ابن كثير مى گويد: