منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٥
٣
يونُس در سرزمين بى آب وعلف
تسبيح يونس مايه نجات او شد ونجات او توأم با رحمت الهى بود. خدا به زندانبان او دستور داد كه او را به سمت خشكى ببرد، ولى او نياز به غذا وپوشاك داشت. آنچه قرآن متذكر است اين است كه خدا درخت يقطين (بوته كدو) را براى او سايبان آفريد وچه بسا از خود كدو نيز به عنوان غذا بهره گرفت. در همين موقع بود كه مورد پذيرش ويژه خدا قرار گرفت[١] واز صالحان گرديد; چنانكه مى فرمايد:
(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجى المُؤمنينَ). وباز مى فرمايد: (فَنَبَذْناهُ بِالعَراءِ وَ هُوَ سَقيمٌ*وَ أنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرةً مِنْ يَقْطين).
در اينجا سؤالى مطرح است وآن اينكه در سوره صافات مى فرمايد:«اگر او خدا را در شكم ماهى تسبيح نمى كرد، در شكم او تا روز قيامت مى ماند» (صافات/١٤٣)، حال آنكه از آيات سوره قلم استفاده مى شود كه اگر خدا ترك اولاى او را با نعمتى تدارك نمى كرد، به سرزمين بى آب وعلف پرت مى شد، در حالى كه مورد نكوهش بود; چنانكه مى فرمايد: (لَولا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بالعَراءِ وَ هُوَ مَذمومٌ).(قلم/٤٩)
حقيقت اين است كه اين دو آيه ناظر به دو موضوع است:
١ـ تسبيح يونس، خواه قبل از گرفتارى وخواه پس از آن، و اينكه اساساً جزء تسبيح گويان بودن بود، سبب نجات او از شكم ماهى شد.
٢ـ آنگاه كه به خاطر تسبيح از شكم ماهى بيرون آمد، در اينجا نيز اگر نعمت
[١] مقصود آيه (فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّالِحينَ) (قلم/٥٠) است كه شرح آن بعداً مى آيد.