منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٢
٥ـ ساحران با يكديگر به جدال ونزاع پرداختند وآهسته با هم سخن گفتند.
٦ـ فرعون واطرافيانش به ساحران گفتند: اين دو نفر(موسى وهارون) دو جادوگرند كه مى خواهند شماها را به سحر خود از سرزمينتان بيرون كنند وآيين برتر شما را از ميان ببرند.
٧ـ هر چه زودتر تدبيرهاى خود را روى هم بريزيد ودر يك صف بياييد. آن كس كه امروز پيروز گشت رستگار گردد.
٨ـ ساحران به موسى گفتند:يا نخست تو مى افكنى(سحر خود را مى آورى!) يا مانخست مى افكنيم(سحر خود را ظاهر مى كنيم).
٩ـ موسى گفت: شما نخست بيفكنيد. (پس بيفكندند). ناگاه ريسمانها وعصاهاى آنها به نظر موسى چنين رسيد كه آنها درحال حركتند.
١٠ـ موسى در درون خود احساس ترس كرد.
١١ـ به موسى وحى كرديم، مترس تو پيروز وبرترى.
١٢ـ آنچه در دست دارى بيفكن تا هر چه را ساخته اند ببلعد. آنچه ساخته اند حيله جادوگراست وجادوگر هيچ گاه پيروز نمى شود.
١٣ـ (موسى افكند وعصاى او همه را بلعيد) جادو گران به حال سجده افتادند! گفتند:ما به پروردگار هارون وموسى ايمان آورديم.
١٤ـ فرعون به آنان گفت:آيا پيش از آنكه من اذن دهم، به او ايمان آورديد.(او) بزرگ (استاد) شماست كه سحر را به شما آموخته است. دستها وپاهاى شما را از راست وچپ قطع مى كنم وبر تنه درخت خرما به دارتان مى زنم تا بدانيد عذاب كدام يك از ما سخت تر وپايدارتر است.
١٥ـ ساحران گفتند: سوگند به خدايى كه ما را آفريده است، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده است بر نمى گزينيم. هر چه خواهى حكم كن، دايره حكم تو محدود به زندگى دنياست.
١٦ـ ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا خطاهاى ما وجادويى كه ما را بر آن واداشتى ببخشد، خدا بهتر وپايدارتر است.
١٧ـ حقا كه آن كس كه نزد پروردگارش گنهكار برود، براى او دوزخى