منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
است كه قبل از رسالت به او داده شده بود؟ چنانكه گفت:(وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَعِلماً)(قصص/١٤).
ولى احتمال دارد كه مقصود از آن نبوت باشد. چون ظرف اعطاى اين حكم را چنين بيان مى كند:آنگاه كه از ميان شما رفتم، پروردگارم به من حكم عطا كرد واز پيامبران قرار داد. در اين صورت حكمى كه قبل از مهاجرت به مدين به او عطا شده بود، بايد غير از حكمى باشد كه پس از مهاجرت به او داده شده ومغايرت، از اين طريق تصحيح مى شود كه حكم نخست را به فرزانگى وديگرى را به نبوت تفسير كنيم.
آنگاه به سخن نخست او پاسخ مى دهد ومى گويد:درست است كه من در ميان شما بزرگ شدم، ولى سبب آن خودتان بوديد ومن نيازى به پرورش در خانه شما نداشتم. زيرا تو بنى اسرائيل را به زنجير بردگى كشيدى وخوف وهراسى بر همه آنان سايه افكنده بود. از ترس اينكه مرا بكشى مرا به دريا افكندند وسرانجام سرنوشت من به دست شما افتاد ودر ميان شما بزرگ شدم. اين چه منتى است كه بر من مى گذارى كه ريشه آن به بردگى كشيدن بنى اسرائيل است:
(وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَىَّ أنْ عَبَّدتَ بَنى إسرائيلَ). (شعراء/٢٢)
احتجاج موسى با فرعون
تا اينجا با گفتگوهاى ابتدايى موسى وفرعون آشنا شديم وفرعون در برابر دعوت موسى به گله گذارى اكتفا كرد. ولى در بخش بعدى، مسأله احتجاج پيش مى آيد واز ميان دو مأموريت، فرعون روى مسأله ربوبيت خدا حساسيت بيشترى نشان مى دهد واز آزاد سازى بنى اسرائيل سخن به ميان نمى آورد و مذاكره آنان اين چنين آغاز مى شود:
موسى مدعى است كه جهان يك رب دارد كه زير نظر او اداره مى شود، همان