منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
پاسخ به يك سؤال
تمام اين نداها ميان خدا وموسى در غياب هارون بوده است، ولى در برخى از آيات، هر دو برادر مورد خطاب قرار مى گيرند. حال اين پرسش پيش مى آيد كه چگونه هر دو برادر مورد خطاب قرار مى گيرند، در حالى كه در بيابان طور، جز موسى كسى نبود؟
پاسخ اين است: آنگاه كه موسى به مصر رسيد وموضوع را با برادرش در ميان نهاد[١] هر دو مورد خطاب قرار گرفتند وخدا هر نوع شكست در مأموريت را از آنان نفى كرد. چنانكه ميگويد:
(اذْهَبا إلى فِرْعَونَ إنَّهُ طَغى* فَقُولا لَهُ قَولاً لَيِّناً لَعلَّهُ يَتَذَكَّرُ أوْ يَخْشى* قالا رَبَّنا إنَّنا نَخافُ أنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أوْأنْ يَطْغى*قالَ لاتَخافا إنَّنى مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى)(طه/٤٣ـ٤٦). «برويد هر دو به سوى فرعون كه او طغيان كرده است. با او به نرمى سخن بگوييد، شايد متذكر گردد ويا بترسد. هر دو برادر گفتند:پروردگارا ما مى ترسيم كه بر ما سبقت بجويد(قبل از آن كه ما سخن بگوييم ما را بكشد) يا طغيان او بيشتر گردد ومحدوديت بيشترى براى بنى اسرائيل قائل شود) خدا گفت:مترسيد من با شما هستم مى شنوم ومى بينم».
بنابراين خطاب ونداى الهى دومرحله داشته است:مرحله اى در طور كه در آنجا خطاب تنها به موسى بود، چنانكه مى گويد:(اذْهَبْ أنْتَ وَ أخُوكَ وَلاتَنِيا فى ذِكري) (طه/٤٢) ومرحله اى ديگر در خود مصر پس از ورود به آنجا چنانكه بيان گرديد.
گاهى گفته مى شود مانع ندارد كه در غياب يكى خطاب به هر دو باشد. مثل اينكه كسى مى گويد:تو با فلانى برويد وبگوييد.
[١] مجمع البيان، ج٤، ص١٢، تفسيرآيه ٤٤/طه.