منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
تو در امان هستى!(قصص/٣١)
ودر سوره(طه/٢٠ـ٢١) مى گويد:«وقتى چشمش به آن مار در حال جنبش افتاد، به او گفتيم:بگير ونترس!» مقصود از اين ترس در اينجا چيست؟ در پاسخ بايد گفت: در لغت عرب خوف، غير از خشيت است. خوف اين است كه انسان دست به مقدماتى بزند كه از شر مصون بماند واين در انسان يك امر فطرى ومستحسن است; در حالى كه خشيت، تأثّر قلب واضطراب روحى است كه يك نوع رذيلت به شمار رفته ودر برابر شجاعت قرار دارد. خوف براى پيامبران راه دارد نه خشيت، لذا قرآن آنان را چنين توصيف مى كند:«كسانى كه پيامهاى خدا را مى رسانند واز احدى جز خدا خشيت ودلهره ندارند».[١]
بنابر اين بايد آيه (وَ اضْمُمْ إلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ) به صورت ديگر تفسير شود وآن اينكه دستهاى خود را به عنوان فروتنى به بدن بچسباند واز هر نوع حالتى كه افراد متكبر به خود مى گيرند وبا فاصله انداختن ميان دستها از بدن، كبر مى فروشند دورى گزيند.
در باره معجزه دوّم دو تعبير آمده است:
١ـ (اسْلُكْ يَدَكَ فى جَيْبِكَ).(قصص/٣٢)
٢ـ (وَ اضْمُمْ إلَيْكَ جَناحَكَ ).(قصص/٣٢)
مترجمان قرآن «جيب» را به معنى گريبان گرفته اند، در حالى كه قرآن در آيه دوّم، كلمه «جناحك» را به كار برده است كه مناسب است با بغل; تو گويى دستهاى انسان بالهاى اوست.
تا اينجا با دلايل نبوت، كه مقدمه رسالت اوست، آشنا شديم. اكنون بايد به محتواى رسالت او گوش فرا دهيم:
[١] (الّذينَ يُبلِّغُونَ رسالاتِ اللّهِ ويَخْشَونَهُ ولا يَخْشَونَ أحداً إلاّ اللّهَ). (احزاب/٣٩).