منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣
امّا اينكه چرا از نبوت به طور صريح سخن به ميان نمى آيد، به سبب اين است كه توجه اين خطابها، خود اعطاى نبوت به موسى است واز ميان فروع، مسأله عبادت كه مظهر روشن آن نماز است، ياد شده است:(فَاعْبُدْنى وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكرى).
موسى بن عمران در اينجا به مقام نبوت مفتخر گرديد ومسائل را در قلمرو اصول وفروع دريافت كرد ووحى الهى گوش او را با پيامهايى كه گذشت، نوازش داد. امّا مسأله درخت، آن موضوع تجلى وحى بود، بالأخره بايد صدا از سمتى به گوش او برسد، اين بار حكمت ايجاب كرد كه درخت محلّ تجلّى وحى گردد.[١]
٣ـ موسى به منصب نبوت مفتخر گشت، ولى غالباً نبوتها با رسالتى توأم است وكمتر اتّفاق افتاده كه نبوت جدا از رسالت باشد. گاهى در روايات آمده است كه برخى از پيامبران فقط مأمور خويشتن بودند وبس، ولى ٩٩ درصد پيامبران مأموريتهايى خارج از خويشتن داشتند.
معجزه هاى موسى
رسالت موسى آن بود كه به سوى فرعون طغيانگر برود و او را از عذاب الهى بيم دهد تا او از خدايى فروشى خود دست بردارد وسرانجام بنى اسرائيل راآزاد سازد. ناگفته روشن است كه ادعاى رسالت در ميان مردم معمولى، تا چه رسد در مقابل
[١] همان طور كه يادآور شديم شجره محل ظهور اين وحى بود. يعنى موسى وحى را از آن جانب شنيد و مقصود از «إنى أنا اللّه ربّ العالمين» خود خداست نه شجره، بنابر اين مقايسه درخت كه اين آهنگ را سرداد با آنچه به حلاج نسبت مى٣دهند كه مى٣گفت: ما فى جبتى إلا اللّه، تفاوت از زمين تا آسمان است. و از اين بيان مغالطه شيخ شبسترى(م/٨١٦) در گلشن راز روشن مى٣گردد كه مى٣گويد:
روا باشد انا الحق از درختى *** چرا نبود روا از نيك بختى
البته عارفان حقيقى در اين مورد، توجيهاتى دارند كه از قلمرو بحث ما بيرون است.