منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
تفسير موضوعى
موسى بن عمران براى چوپانى در سرزمين مدين آفريده نشده بود، بلكه چوپانى براى او يك دوره آموزشى بود كه بتواند مسؤوليتهاى سخت ترى بر عهده بگيرد وآن آزاد ساختن بنى اسرائيل از تحت ستم فراعنه بود. هنگامى كه آن آموزش به پايان رسيد، او احساس كرد كه به سوى مصر باز گردد وبا بنى اسرائيل ديدار كند، هر چند در اين ديدار با خطرهايى مواجه گردد. از اين جهت مدين را ترك گفت وبا خانواده خود، راه مصر را در پيش گرفت و از مدين دور شد.
مى گويند فاصله مدين تا مصر هشت منزل بوده وهر منزل را در يك شبانه روز طى مى كردند. خداوند حوادث اين سفر را چنين نقل مى كند:
١ـ او شب هنگام كه هوا سرد بود و راه را گم كرده بود، از دور آتشى ديد وبه خانواده خود گفت:شما همين جا باشيد تا مقدارى آتش بياورم گرم شويد ويا از آنجا خبرى بگيرم(مسير را پيدا كنيم). اينك تعبيرات قرآن از اين حقيقت:
( لَعَلّى آتيكُمْ مِنْها بِخَبَر أوْ جَذْوَة مِنَ النّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ). (قصص/٢٩)
(لَعَلّى آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَس أوْ أَجِدُ عَلَى النّارِ هُدًى). (طه/١٠)
لفظ(بِخَبَر) حاكى از اين است كه راه را گم كرده بودند والفاظ (جذوة) و(قبس) حاكى از سرد بودن هوا ونياز آنان به آتش است.
٢ـ موسى به سائقه فطرت به سوى آتش رفت. حال ماهيت اين آتش چيست، آيا واقعاً در آن جا آتش طبيعى وجود داشته يا نور معنوى بود كه او آن را آتش تصور كرد، خود قرآن در اين مورد چيزى نمى گويد. موسى به آن نقطه رسيد. ناگهان از جانب راست درّه در يك جايگاه مبارك كه در آن درختى بود، نداهايى شنيد كه قرآن آنها را در سوره قصص وطه آورده است. اينك تعابير قرآن در اين مورد:
(فَلَمّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِيءِ الوادِ الأيْمَنِ فِى البُقْعَةِ المُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أنْ يا