منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
٢٠ـ (وَإذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أنِ ائْتِ القَوْمَ الظّالِمينَ* قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلا يَتَّقُونَ* قالَ رَبِّ إنّى أَخافُ أَن يُكَذِّبُونِ*وَ يَضِيقُ صَدْرى وَلا يَنْطَلِقُ لِسانى فَأَرْسِلْ إلى هارُونَ* وَ لَهُمْ عَلَىَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَن يَقْتُلُونِ*قالَ كَلاّ فَاذْهَبا بِ آياتِنا إنّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ*فَأْتِيا فِرْعَونَ فَقُولا إنّا رَسُولُ رَبِّ العالَمينَ). (شعراء/١٠ـ١٦)
٢١ـ (هَلْ أتاكَ حَديثُ مُوسى*إذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُوًى* اذْهَبْ إلى فِرْعَونَ إنَّهُ طَغى* فَقُلْ هَلْ لَكَ إلى أنْ تَزَكّى* وَ أَهْدِيَكَ إلى رَبِّكَ فَتَخْشى). (نازعات/١٥ـ ١٩)
ترجمه آيات
١ـ آنگاه كه مدّت موسى به سر آمد، با خانواده خود آهنگ (مصر) كرد. از سوى طور آتشى ديد، آنگاه به كسان خود گفت: در اينجا توقف كنيد، آتشى ديدم شايد از آن خبرى يا پاره آتش براى شما بياورم تا گرم شويد.
٢ـ وقتى نزد آتش، آمد از كنار راست بيابان در آن سرزمين مبارك از آن درخت ندا داده شد كه اى موسى!من خداى پروردگار جهانيانم.
٣ـ عصايت را بيفكن(وقتى انداخت)ديد كه مانند مارى مى جنبد، در اين موقع فرار كرد وبرنگشت. خطاب آمد:اى موسى! پيش آى(باز گرد)ومترس تو در امان هستى.
٤ـ دست خود را در گريبان ببر، سفيد ودرخشنده بى هيچ آسيبى بيرون مى آيد. دست خود را از خوف وترس بر سينه بگذار (تا آرامش يابى)[١] اين دو (عصا ويد بيضاء) دو دليل روشن از پروردگار تو به سوى فرعون واطرافيان اوست، آنان گروه فاسقى هستند.
٥ـ گفت:پروردگارا !من يك نفر از آنان را كشته ام، مى ترسم مرا بكشند.
[١] بنابر تفسير ديگر:دست خود را به عنوان خشوع پايين بياور وبر بدن بچسبان.