منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
عنوان حامى بنى اسرائيل شناخته شده بود و طبعاً مى دانستند كه او مرتكب اين كار شده است.[١] در چنين شرايطى آن قبطى براى اينكه موسى را از خود دور سازد، عمل او را به رخش كشيد وگفت:(أتُريدُ أنْ تَقْتُلَني...).
«جبّار» در لغت به معنى برترى طلب است.[٢] تو گويى گوينده احساس كرد كه موسى مى خواهد در اين ديار،حاكم وفرمانروا باشد.
سرانجام اين دو نفر، با مداخله موسى از هم فاصله گرفتند وموسى فهميد كه راز او فاش شده وطبعاً مأموران دولتى در صدد دستگيرى او هستند. در چنين شرايط پيكى مى رسد واو را از توطئه دربار فرعون آگاه مى سازد واو تصميم مى گيرد كه مصر را ترك كند.
صيانت الهى
آيات قرآن حاكى است كه موسى در دربار فرعون تا نزديكيهاى بلوغ زندگى مى كرد; چنان كه مى گويد:
(قالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَليداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ) (شعراء/١٨) «آيا ما تو را در دوران كودكى در ميان خود نپرورديم؟ وساليانى از عمر خود را در ميان ما به سر بردى.»
«وليد» در زيان عربى به نوجوانى گفته مى شود كه هنوز بالغ نشده است وچون به حدّ بلوغ رسد به آن «وصيف» مى گويند. بنابر اين موسى تا اين سن در دربار فرعون بود وپس از آن نيز ساليان درازى در آنجا زندگى كرد; چنانكه جمله:(وَ لَبِثْتَ
[١] همچنان كه جريان در باره ابراهيم نيز چنين بود:(قالُوا سَمِعنا فتىً يَذْكُرُهُمْ يقال لَهُ إبراهيم) (انبياء/٦٠).
[٢] راغب در تفسير آيه (على كل قلب متكبر جبّار) مى گويد:متعال عن قبول الحق والإيمان له.