منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٠
كه يكى از مراتب توحيد، علاوه بر توحيد در خالقيت، توحيد در ربوبيت است; يعنى علاوه بر اينكه آفريدگار جهان يكى است،رب وكارگردان اصيل جهان نيز يكى است وهمان خداى آفريننده، خداى كارگردان هم هست، واگر در جهان علل واسبابى مشغول كارند، همگى به عنوان ابزار وادوات، يا به تعبير صحيحتر به عنوان علل تبعى واسباب ظلّى انجام وظيفه مى كنند.بنا براين مسيح نيز «رب» نبوده وكارگردان جهان آفرينش نيست. بلكه او مانند ديگر موجودات از همين جهان تغذيه كرده ورفع نياز مى نمود.
گاهى ممكن است مقام ربوبيت مسيح را به نحو ديگر تفسير كنند وآن اينكه بخشى از سرنوشت انسانها از نظر مغفرت ويا بخشودن گناه در اختيار او ست، وبه اصطلاح بگويند: گناهانِ مسيحيان را مى بخشد وسعادت اخروى آنها را تضمين مى كند.
قرآن اين نوع ربوبيت را نيز منكر شده ومغفرت وشفاعت بشر را در اختيار خدا مى داند ومى فرمايد: (وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنوبَ إلاّ اللّهُ)(آل عمران/١٣٥). و در آيه ديگر مى فرمايد:(قُلْ للّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً). (زمر/٤٤)
بنابراين هر نوع ربوبيت براى غير خدا باطل است وقرآن نيز در ابطال اعتقاد به ربوبيت مسيح، اهل كتاب را دعوت به يك اصل مشترك ميان تمام شرايع ابراهيمى مى كندوآن اينكه همگان جز خدا را نپرستند وبه او شرك نورزند. برخى، برخى ديگر را رب وكارگردان جهان ويا صاحب سرنوشت انسان نينديشند: (قُلْ يا أهْلَ الكِتابِ تَعالَوا إلى كَلِمَة سَواء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ ألاّ نَعْبُدَ إلاّ اللّهَ وَلانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ).
شگفت اينجاست كه مسيحيان مقام ربوبيت را از خدا گرفته ونه تنها به مسيح بخشيده اند، بلكه علما ودانشمندان وراهبان خود را نيز رب خود انديشيده ودر قلمرو تشريع وتحريم وتحليل، آنان را صاحب اختيار مى دانند. اگر آنان چيزى را حرام