منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٢
كرده واز هريك نتيجه گيرى مى كند. عقايد آنان در مورد مسيح به صورت ياد شده در زير مطرح بوده است:
١ـ پيامبر خداست،٢ـ فرزند خداست، ٣ـ خداست، ٤ـ ربّ وكارگردان جهان آفرينش است، ٥ـ يكى از اركان تثليث است. اينك ديدگاه قرآن را در باره هر يك منعكس مى كنيم:
الف: مسيح، پيامبر خداست
اينكه حضرت مسيح پيامبرى از پيامبران الهى بود، مورد پذيرش قرآن است وقرآن براى او در اين قلمرو جز اين مقام، مقام ديگرى قائل نيست وآشكارا در باره او مى گويد:(إِنَّمَا المَسيحُ عيسَى ابنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ كَلِمَتُهُ ألْقيها إلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ) .
ولى در نخستين آيات مورد بحث، ياد آور مى شود اگر واقعاً مسيح را به عنوان پيامبر مى پذيريد، ديگر نبايد به او نسبت دهيد كه او مردم را به پرستش خود دعوت كرده است. زيرا شايسته انسانى كه خدا به او كتاب وحكمت ونبوت داده است، اين نيست كه به جاى دعوت به خدا پرستى، به بشر پرستى دعوت كند. شايسته پيامبر خدا اين است كه مردم را به صورت انسانهاى ربّانى تربيت كند وبه آنان بگويد در سايه همين كتاب كه آن را مى آموزيد ومذاكره مى كنيد، از جاده توحيد بيرون نرويد وخداى يكتا را بپرستيد; چنانكه مى فرمايد: (ما كانَ لِبَشَر أنْ يُؤْتِيَهُ اللّهُ الكِتابَ وَالحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِباداً لى مِنْ دُونِ اللّهِ وَلكِنْ كُونُوا رَبّانِيّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ).
شأن اين پيامبر اين نيست كه به مردم بگويد فرشتگان وپيامبران را پروردگاران خود برگزينيد. فرض اين است كه او پيامبر است وهرگز مردم را به كفر دعوت نمى كند وآنان را از اسلام بيرون نكرده ووارد جرگه كافران نمى سازد; چنانكه