منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
٤ـ در آيه چهارم موسى به نعمتى كه خدا در حقّ او ارزانى داشته واز دوران كودكى تا آن هنگام او را در پوشش آن قرار داده، سوگند ياد مى كند كه پشتيبان مجرمان نباشد: (قالَ رَبِّ بِما [١] أنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمينَ). اكنون سؤال مى شود مقصود از «مجرمين» كيست؟ آيا آن مرد اسرائيلى است[٢] كه پاسخ به دعوت او مايه قتل قبطى شد يا مقصود آن مرد قبطى است يا مجموع فراعنه است كه غرق در جرم وگناه بودند؟
احتمال نخست بسيار ضعيف است. چگونه مى توان استغاثه موحدى را جرم ناميد وموسى از كجا فهميد كه او مجرم بوده است واگر او مجرم بود، دو مرتبه او را كمك نمى كرد. چنانكه در حادثه دوّم نيز به او كمك كرد. طبعاً مقصود همان احتمال دوّم وسوّم خواهد بود واين جمله مى رساند كه او از دفاع خود نادم وپشيمان نبود. چيزى كه هست شايسته بود به نحوى انجام گيرد كه به قتل او منتهى نشود.
او در شهر گردش مى كرد ومراقب اوضاع بود، ناگهان با حادثه دوّمى كه كاملاً مشابه با حادثه نخست بود روبرو گرديد وآن مرد اسرائيلى اين بار با فرد ديگرى از قبطيان گلاويز شده وباز از موسى كمك مى طلبد. اين بار موسى او را «غوىّ مُبين» مى خواند; چنانكه مى فرمايد:(فَأَصْبَحَ فِى المَدينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَإذَا الَّذِى اسْتَنْصَرَهُ بِالأمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى إنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ).
اكنون سؤال مى شود:چرا موسى آن اسرائيلى مدد خواه را «غوى» خواند ومقصود از آن جمله چيست؟
پاسخ اين كه غىّ از غوايه است وآن در لغت عرب به معنى كار «ناصواب» است كه در مقابل «رشد» است. كار بى موقع را غوايه وفاعل آن را «غوىّ» مى گويند
[١] لفظ «با» در «بِما أنْعَمت» باء قسم وپاسخ سوگند مقدّر است كه از جمله ( فَلَنْ أكُونُ ظهيراً لِلْمُجرمين) استفاده مى شود:لاقومن فى وجه المجرمين.
[٢] زمخشرى: كشاف٢/٤٦٩ مصر سال ١٣٦٧.