منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٩
برد:«أماتَ المسيحَ أوّلاً ثمّ رَفعهُ».[١]
علّت نادرستى اين تفسير اين است كه جمله (بل رفعه اللّه) به عنوان ردّ قول يهود است كه مى گفتند: ما بر مسيح مسلّط شده، او را كشتيم وبه دار آويختيم. خدا در مقام رد مى گويد:چنين نيست، ما او را نجات داديم وبالا برديم. در چنين شرايط گفتن اينكه او را ميرانديم وبه نقطه ديگر منتقل كرديم، حالت ردّ نخواهد داشت.
ب:اينكه مى گويند: مقصود رفع درجه اوست.[٢] اين تفسير نيز با سياق آيه سازگار نيست. موضوع آيه تسلّط وعدم تسلّط يهود بر مسيح است ودر مقام ابطال قول يهود فقط اين مى تواند صحيح باشد كه بگوييم: او را از دست شما گرفته بالا برديم. امّا اينكه ما بر درجات او افزوديم، ردّ قول يهود نيست وادعاى آنان را ابطال نمى كند.
آيه سوّم
در آيه سوّم كه پس از آيه دوّم آمده است، مسأله جديدى مطرح شده است وآن اين كه:روزى اهل كتاب ايمان مى آورند كه عيسى را نكشته وبه دار نياويخته اند واو از دست يهود جان به سلامت برد; چنانكه مى فرمايد:(وَ إنْ مِنْ أهْلِ الْكِتابِ إلاّ لَيُؤمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ القِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهيداً)(نساء/١٥٩).
قبل از تفسير آيه دو مطلب را ياد آور مى شويم:
الف: لفظ «إنْ» در جمله (وَ إنْ مِنْ أهْلِ الْكِتابِ)نافيه است وجايگزين كلمه «ما» نافيه است. لفظ «أحَد» در تقدير است وتقدير آيه چنين است:«وَ إنْ أحدٌ
[١] اين تفسير درست مطابق اناجيل كنونى است كه مى گويند:عيسى مرد،سپس خدا او را پس از يك هفته يا چند روز بالا برد.
[٢] مؤلف كتاب موقف العقل والعلم والعالم، در ص ١٥ اين نظريه را به مراغى نسبت داده است.