منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩
روز روشن به هنگام خلوت بودن شهر ونبودن تردد بوده است، نه به هنگام شب.
٢ـ قرآن آن مرد اسرائيلى را شيعه (پيرو) موسى مى خواند و مى گويد: (فَاسْتَغاثَهُ الّذى مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الّذى مِنْ عَدُوِّهِ ) .« پيرو موسى از او كمك خواست.» سؤال مى شود،موسى كه در قصر فرعون بزرگ شده وارتباطى با بنى اسرائيل نداشت، چگونه پيرو داشته بود؟
پاسخ:درست است كه موسى در كاخ فرعون پرورش يافته بود، اما ارتباط او با مادر ودر نتيجه با بنى اسرائيل قطع نبود وحقيقت بر اسرائيليان روشن بود وآنان مى دانستند كه يك نفر از خودشان، در ميان فراعنه زندگى مى كند. بلكه مى توان گفت او تماسهايى با قوم خود داشت وقصر فرعون را به خاطر مجادلات ترك گفته بود ودر نقطه ديگرى زندگى مى كرد[١] . از اين رو به عظمت وبزرگى او پى برده بودند; بدان گونه كه خود را پيرو او مى دانستند.
٣ـ او در چنين شرايطى وارد شهر شد ودر گيرى يك نفر از بنى اسرائيل را با يك نفر از قبطيان مشاهد ه كرد. استغاثه اسرائيلى سبب شد كه موسى به كمك بشتابد وبا زدن مشتى بر او كار او را تمام كند. چنانكه مى فرمايد:( فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ ).
در اينجا چند سؤال مطرح است:
چگونه موسى بدون تحقيق از اسرائيلى دفاع كرد؟ آيا موسى مى خواست او را بزند يا بكشد؟ سرانجام وقتى قبطى نقش بر زمين شد و او گفت:(هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيطانِ إنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ)، كدام عمل را عمل شيطانى خواند؟!
پاسخ پرسش نخست روشن است. بنى اسرائيل پيوسته در دست قبطيان خوار
[١] سيد قطب در فى ظلال القرآن،ج٢٠، ص٤٨ مى نويسد:فانّه بعيد الاحتمال أن تطيق نفسه ابتغاء فى مستنقع الشرّ والفساد.