منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٣
حضرت مسيح ـ پيمان شكنى كرده و ميثقاق الهى را ناديده گرفتند. وآيه مورد بحث و قبل آن حاكى از پيمان شكنى هاى آنان است.
آيه ياد شده حاكى از آن است كه يهود ونصارا دست از آيين خود بر نخواهند داشت وتا روز قيامت بر آيين خود باقى خواهند بود وروشن مى سازد كه انقلاب حضرت مهدى ـ عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ به معنى محو اين مذاهب نيست، بلكه اين گروه ناچارند در ظلّ قدرت مهدوى به همان شرايط لازم در مورد اهل ذمّه عمل كنند.
همچنان كه آيه حاكى از وجود عداوت ودشمنى در ميان نصارا تا روز قيامت است. تاريخ مسيحيت ونبردهاى فرقه اى در ميان آنان گواه روشنى بر درستى اين مطلب است ودو جنگ جهانى، كه منجر به كشته شدن ميليونها انسان گرديد، گواه ديگرى بر آن مى باشد واگر هم اين گروه روزى دست به اتحاد بزنند، حلقه مشترك ميان آنان نژاد وجغرافياست، نه مذهب. وچيزى نمى گذرد كه اين وحدت فرو مى پاشد.
در سايه زشتكاريهاى بنى اسرائيل، اين گروه پيوسته از طرف پيامبران مورد لعن ونفرين قرار گرفته اند. آيه كريمه از لعن داود ومسيح ياد كرده ومتذكر مى شود كه آنان به قدرى به زشتى خو كرده بودند كه هر موقع افراد صالح آنان را از زشتى بازمى داشتند هيچ اعتنايى نمى كردند; آنجا كه مى فرمايد: (لُعِنَ الّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَنى إسْرائيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ*كانُوا لايَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَر فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ماكانُوا يَفْعَلُونَ).
سرانجام قرآن از پايه لجاجت وعناد آنان خبر مى دهد كه تصميم گرفتند پيامبر الهى، يعنى حضرت مسيح را مورد آزار قرار دهند ويا نقشه قتل او را بكشند وبه اين اكتفا نكردند، بلكه دلايل ومعجزات او را سحر آشكار خواندند; چنانكه مى فرمايد:
(... وإذْ كَفَفْتُ بَنى إسْرائيلَ عَنْكَ إذْ جِئْتَهُمْ بِالبَيِّناتِ فَقالَ الّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ