منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٨
خود مردم خواهد بود.
خلاصه اينكه هدف از درخواست معجزه، كسب آگاهى از پايه صدق ادعاى نبى مى باشد واين هدف در صورتى تحقق مى پذيرد كه مدّعى نبوت با تواناييهاى موجود در ميان آنان به تحدّى ومقابله برخيزد.
از اين جهت مى بينيم معجزات حضرت موسى با معجزات حضرت مسيح كاملاً متفاوت است. او با افكندن عصا ويد بيضاى خود مدعاى خويش را اثبات نمود. زيرا سرمايه هاى موجود در آن زمان سحر وجادوگرى بود. در اين صورت چاره اى جز اين نبود كه از اين طريق وارد شود وتفوق خود را بر آنان ثابت كند وروشن سازد كه عمل او فوق توان بشرى است. در حالى كه حضرت مسيح از طريق ديگرى كه مشابه فن رايج آن زمان بود معجزه داشت. فن رايج در آن زمان به خاطر تمدّن يونانى فن پزشكى بوده است.
آيات گذشته گاهى براى او به صورت مجمل،« بيّنات» را ثابت مى كند. اين واژه جمع «بيّنه»، به معنى چيزى است كه مدعا را روشن مى سازد; چنانكه فرمود: (...وآتَيْنا عِيسَى ابنَ مَرْيَمَ البَيِّناتِ). وگاهى به بيان نمونه هاى آن پرداخته است. در اين مورد آيات بر دو نوع است: برخى از زبان خود حضرت مسيح معجزات را ذكر مى كند وگاهى از جانب خداوند معجزات او بيان مى گردد. اينك معجزات وى:
١ـ از گل شكل پرنده اى مى ساخت ودر آن مى دميد و به اذن خدا پرنده واقعى مى شد. (أنّى أخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طيراً بِإذنِ اللّهِ). ونيز مى فرمايد: (وَ إذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَة الطَّيْرِ بِإذْنى فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بَإذْنى).
٢ـ نابينايان مادر زاد را شفا مى داد.
٣ـ مبتلايان به بيمارى برص(پيسى) را بهبود مى بخشيد; چنانكه مى فرمايد:
( وَ أُبْرِئُ الأكْمَهَ وَ الأبْرَصَ). و ( وَ تُبْرِئ الأكْمَهَ وَ الأبْرَصَ بِإذْنى).