منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٧
پرنده واقعى مى شد ونابينايان ومبتلايان به پيسى را به اذن من شفا مى دادى. به ياد آر هنگامى كه مردگان را از قبر بيرون مى آوردى (زنده مى كردى.) به ياد آر موقعى را كه بنى اسرائيل را از سوء قصد به جان تو، آنگاه كه به سوى آنان با بيّنات آمدى، باز داشتم، ودر نتيجه كافران آنان گفتند: اين نوع كارها (معجزات)جادويى آشكار است.
٥ـ آنگاه كه عيسى با دلايل به سوى قوم خود آمد وگفت: من به سوى شما با شريعت وسخنان حكيمانه آمده ام تا براى شما برخى از چيزهايى را كه در باره آن اختلاف مى كنيد روشن سازم. از مخالفت خدا بپرهيزيد ومرا اطاعت كنيد.
تفسير آيات
حضرت مسيح مانند ديگر پيامبران ، مطابق شرايط زمان ـ داراى معجزات بود. معجزه جز اين نيست كه فردى دست به كار خارق العاده اى بزند كه متخصصان در مشابه آن فن، از مقابله با آن عاجز وناتوان گردند وعلم وقدرت ونيروى خود را كمتر از آن بدانند كه بتوانند همانند آن را بياورند. در چنين صورت تصديق اهل فن، كه عمل اين مدعى نبوّت كار خارج از توان بشرى است، براى ديگران حجت وبرهان قاطع است.ناگفته پيداست اهل فن در صورتى بر چنين مطلبى صحّه مى گذارند كه كار مدعى نبوت از سنخ كارهاى آنان باشد. يعنى در موضوعى كه آنها سرآمد روزگار در آن هستند، به مقابله وتحدّى برخيزد.در غير اين صورت، مورد تصديق اهل فن نخواهد بود. زيرا چه بسا آنان بگويند: ما دراين رشته اى كه تو دست به اعجاز زده اى اطّلاع كامل نداريم تا تصديق كنيم كه آيا كار تو ما فوق توان بشرى است يا در قلمرو توان بشرى مى باشد.
روى اين اصل معجزات پيامبران، مشابه فنون رايج آن زمان بوده است. البته اين اصل در صورتى حاكم است كه در ميان آن مردم، گروهى در رشته اى از فنون مهارت خاص داشته باشند، وگرنه معجزات پيامبران تحت شرايطى تابع درخواست