منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
شايد اين كار اشاره به اين است كه در تمام مواقع، حتى آنجا كه عوامل بيشمارى از غيب براى وجود پديده اى بسيج مى شود، بايد خود بشر نيز از خود حركتى نشان دهد وهمه كارها را به عهده غيب واگذار نكند. درست است همه چيز از جانب خداست، ولى مشيّت او براين تعلّق گرفته است كه فيض از مجارى خود به دست بشر برسد ويكى از شرايط آن حركت در انسان وآمادگى در اوست.
مريم مأمور شد كه در مقابل پرسش مردم بگويد: من روزه نذر كرده ام. آنگاه بر آن مترتب كرد كه امروز با انسانى سخن نخواهم گفت. در اينجا اين سؤال مطرح است كه واقعيت اين روزه چه بوده است؟ آيا واقعاً روزه بود وشرط آن خود دارى از سخن گفتن بوده است،يا واقعيت اين روزه تنها ترك سخن گفتن بوده است؟
دوّمى روشنتر از اوّلى به نظر مى رسد. زيرا مريم مأمور به خوردن وآشاميدن شد. آنگاه با كودك نوزاد به سوى قوم خود آمد ومأمور شد كه بگويد: من روزه نذر كرده ام. با توجه به اكل وشرب پيشين، نمى تواند روزه مفهوم واقعى داشته باشد. گويا در بنى اسرائيل چنين روزه اى كه به روزه سكوت ناميده مى شد، رايج بوده است.
حركت مريم با نوزاد به سوى قوم خود
مريم با شنيدن آن پيام غيبى، آرامش يافت. كودك را همراه خود به سوى قوم آورد. در چنين شرايط، از طرف ناآگاهان مورد اعتراض واقع شد. برخى گفتند: اين كار عجيب چيست؟ويا گفتند:اين كار قبيح چيست؟آنگاه گفتند:اى خواهر هارون! پدر تو مرد بدى نبود ومادرت نيز بدكاره نبود(پس چرا راه آنان را ترك كردى وراه غير صحيح پيش گرفتى؟ چون همگان مى دانستند كه مريم ازدواج نكرده است.)
مريم به فرمان غيبى در مقابل اين اعتراض اشاره به كودك كرد. يعنى پاسخ