منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٠
بِالسُّوءِ إلاّ ما رَحِمَ رَبّى)(يوسف/٥٣).
مريم به جاى «رحيم» صفت رحمان را به كار برد. زيرا نام دوّم حاكى از رحمت گسترده خدا در دنيا وآخرت است، در حالى كه اسم اوّل ناظر به رحمت در سراى ديگر است.
مريم اين سخن را گفت ومنتظر واكنش آن فرد متمثل شد. ناگهان او به مريم چنين گفت:مترس من فرستاده پروردگار تو هستم ومأموريت دارم كه به تو فرزند پاكيزه اى عطا كنيم. در اين موقع مريم از اين خبر شگفتزده شد وگفت: چگونه مى توانم داراى فرزندى باشم در حالى كه مقدمات آن(ازدواج) فراهم نيست؟ آن روح متمثل او را از اين شگفت بيرون آورد وگفت: اين نوع كارها براى خدا آسان است. (اگر تو سرگذشت زندگى خود را در نظر بگيرى كه چگونه غذاى تو در محراب عبادت آماده مى شد وميوه زمستان را در تابستان وبالعكس در آنجا آماده مى ديدى، از اين شگفتى بيرون مى آيى.)علاوه بر اين، خدا مى خواهد مولودى به بنى اسرائيل بدهد كه خود معجزه ومظهر رحمت او باشد. تولّد چنين مولدى مورد مشيّت حتمى خداست; چنانكه مى فرمايد:
(قالَ إنّما أنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأهبَ لَكِ غُلاماً زَكيّاً*قالَتْ أنّا يَكُونُ لى غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنى بَشَرٌ وَ لَمْ أكُ بَغِيّاً *قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌ وَ لنَجْعَلهُ آيَةً لِلنّاسِ وَرَحْمَةً مِنّا وَ كانَ أمْراً مَقضيّاً).
وهمين مضمون در سوره آل عمران وارد شده است، چنانكه مى فرمايد: (قالَتْ رَبِّ أنّى يَكُونُ لى وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إذا قَضى أمْراً فَإنّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ).
مريم سخنان فرستاده خدا را شنيد. قلبش تا حدّى آرام گرفت وچيزى نگذشت كه او باردار شد. حال چگونه بار دار شد، براى ما روشن نيست.
مريم احساس حمل كرد، ولى براى اينكه از قوم خود، ولو مدّت كوتاهى،