منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٦
سخن نمى گويم.
١٦ـ مريم نوزاد را گرفت وبه سوى بستگان خود آمد، گفتند:اى مريم چيز عجيب وبدى انجام دادى.
١٧ـاى خواهر هارون! نه پدر تو انسان بدى بود ونه مادرت بد كاره بود.
١٨ـ در اين موقع مريم به آن نوزاد اشاره كرد(يعنى از او بپرسيد.) گفتند: چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم؟
١٩ـ (در اين لحظه كودك زبان به سخن گشود و)گفت: من بنده خدا هستم. به من كتاب داده وپيامبرم قرار داده است.
٢٠ـ در هر كجا باشم، خدا وجودم را با بركت قرار داده ومرا به روزه ونماز تا زنده هستم سفارش كرده است.
٢١ـ ومرا به پدر ومادرم مهربان ونيكو كار قرار داده است وانسان گردنكش وبيرحم قرار نداده است.
٢٢ـ درود بر من روزى كه متولّد شدم وروزى كه مى ميرم وروزى كه زنده مى شوم.
٢٣ـ اين است سرگذشت عيسى بن مريم وگفتار حق، عيسايى كه در باره او شك وترديد ويا نزاع مى كنيد.
تفسير آيات
حضرت مسيح به صورت اعجاز آميزى متولّد شد وآيات ياد شده تولد او را آيتى از آيات حق مى داند. كيفيت تولّد او مايه بحثهاى كلامى در ميان مسيحيان ومسلمانان شده است. مسيحيان به خاطر اينكه او از مريم متولد شد، در حالى كه مردى با او تماس نگرفته بود، دليل بر اين مى گيرند كه او فرزند خداست وخداى پسر در كتابهاى آنان معروف است. آنان واقعيت الوهيت را تقسيم شده در سه فرد مى دانند:١ـ خداى پدر، ٢ـ خداى پسر، ٣ـ خداى روح القدس. دليل آنان بر چنين عقيده اى نبودن پدر ظاهرى برا ى مسيح است. خدا درنقد اين انديشه كه