منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
٤ـ جبار: برگرفته از جبر به معنى اصلاح شيئ است وسپس بر اساس تطور در لغت در مورد كسى به كار مى رود كه باتعالى طلبى، پوششى بر نارساييهاى خود قرار دهد واحياناً مى تواند معادل گردنكش وغير مطيع باشد.
٥ـ عصىّ: بر وزن رضىّ صفت مشبهه به معنى اسم فاعل(عاصى) است; يعنى نافرمانى.
تفسير آيات
مجموع آيات مربوط به يحيى (عليه السلام) يك محور دارد وآن بيان صفات پسنديده اوست كه او را به صورت يك انسان فوق العاده ممثل ومجسم نموده است. اين صفات عبارتند از:
الف: تصديق كننده: كلمة اللّه بود (مُصَدِّقاً بِكَلِمَة مِنَ اللّهِ) مقصود، حضرت مسيح است; چنانكه قرآن در باره او مى فرمايد:(إنّمَا المَسيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ كلمَتُهُ). (نساء/١٧١)
و از آنجا كه يحيى در ميان مردم به تقوا و وارستگى معروف بود، تصديق او نسبت به مسيح مايه گرايش آنان به مسيح بود وبه عقيده برخى وى از داعيان مسيح واوصياى او بود.
ب: قائد ورهبر ومطاع بود:(وَسَيّداً) توضيح اين قسمت در تفسير لغات گذشت.
ج: خويشتندار از تمايلات نفسانى بود (حَصُوراً). اين از كمالات بزرگ روحى است وگاهى به بى رغبتى به زنان تفسير شده است. ولى اين صفت كمال براى انسان نيست وروشنترين گواه بر آن اين است كه او داراى گرايش ذاتى بود، ولى خويشتن دارى مى كرد. به كار بردن واژه حصر به معنى منع وتضييق مى باشد.
ومجموع اين صفات در اين آيه آمده است: (إنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً