منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٤
تصديق كننده كلمه اى از جانب خدا ورهبر وخويشتن دار از تمايلات نفسانى است.
٢ـ زكريا ويحيى وعيسى والياس هر كدام از صالحان هستند.
٣ـاى زكريا ما تو را به فرزندى كه نام او يحيى است، بشارت مى دهيم وبراى او قبلاً همتايى قرار نداديم .
٤ـاى يحيى! كتاب (خدا) را به قوّه وقدرت بگير وبه او در كودكى مقام نبوت وداورى داديم.
٥ـ وما به او از راه لطف خاص خود، مهربانى به مردم، وطهارت نفسانى عطا كرديم واو فرد متقى وپرهيزگار بود.
٦ـ نسبت به پدر ومادر خود مطيع ونيكو كار بود وهرگز متكبر وخود خواه نبود.
٧ـ درود بر او در روزى كه متولّد شد وروزى كه مى ميرد وروزى كه زنده برانگيخته مى شود.
توضيح لغات
١ـ سيّد: گفته شده از «ساد، يسود» به معنى رياست ورهبرى است واز آنجا كه در رهبرى تهذيب نفس شرط است، به هر انسان صاحب فضيلتى سيّد مى گويند.
٢ـ حصور: بر وزن رؤوف، گرفته شده از حصر به معنى تضييق است; چنانكه مى فرمايد:«وَاحْصُروهُم»: «دايره را بر آنان تنگ كنيد». مقصود در اينجا خويشتن دارى از خواسته هاى نفسانى است.
٣ـ حنان: بروزن جبان بر گرفته از حنَّ به معنى شفقت ومحبت است; چون شفقت جدا از رحمت نيست. گاهى به معنى رحمت نيز به كار مى رود واحتمال دارد كه مقصود در جمله (وَ حَناناً منْ لَدُنَّا)رحمت باشد. يعنى به او از پيشگاه خود صفت رحمت بخشيديم.