منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
است كه تو در آن زمان سه شبانه روز از سخن گفتن محروم خواهى شد وجز با اشاره با مردم سخن نتوانى گفت; چنانكه مى فرمايد:
(قالَ رَبِّ اجْعَلْ لى آيَةً قالَ آيَتُكَ ألاّ تُكَلِّمَ النّاسَ ثَلاثَةَ أيّام إلاّ رَمْزاً وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثيراً وَ سَبِّحْ بِالعَشِيِّ وَ الإبْكارِ). ودر آيه ديگر مى فرمايد:( قالَ آيَتُكَ ألاّ تُكَلِّمَ النّاسَ ثَلاثَ لَيال سَوِيّاً).
براى اينكه روشن شود محروميت او از گفتار، معلول بيمارى او نبوده است، در آيه اخير كلمه «سوياً» آورده شده است; يعنى تو در حالى كه صحيح وسالم مى باشى، روى مصالحى از سخن گفتن ممنوع مى شوى.
گاهى گفته مى شود مقصود از محروميت از تكلّم در سه شبانه روز، روزه داشتن اوست. زيرا تكلّم نكردن از شرايط روزه دارى در آن زمان بوده است; چنانكه حضرت مريم در پاسخ اعتراض مردم كه اين فرزند را از كجا آورده اى، گفت: «من به عنوان روزه نذر كرده ام كه با كسى سخن نگويم».[١]
ولى اين احتمال درست نيست. زيرا او از خدا نشانه اى خواست تا از زمان تحقق بشارت آگاه شود و روزه به ضميمه سكوت نمى تواند نشانه باشد. زيرا اين نشانه در اختيار زكريا بود، در حالى كه بايد نشانه خارج از اختيار او باشد تا از اين طرق بفهمد كه وقت موعود فرار سيده است واين جز از طريق بازدارى خدا او را از تكلّم، امكان پذير نبوده است.
در اينجا سؤال ديگرى مطرح است وآن اينكه آيا او فقط از سخن گفتن با مردم محروم شد ويا به طور مطلق از هر گونه تكلّم محروم گشت؟
ازجمله (وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثيراً وَ سَبِّحْ بِالعَشِيِّ وَ الإبْكارِ) استفاده مى شود كه زبان او نسبت به ذكر وعبادت گويا بوده واز آنجا كه اين جمله پس از (أنْ لاتُكَلِّمَ
[١] (قالَتْ إنّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوماً* فَلَنْ أُكَلِّم اليَومَ إنْسِيّاً). (مريم/٢١)