منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٦
الهى شامل حالش نبود، اثر ترك اولى نيز باقى بود. در اين صورت به صورت يك فرد مذموم به خارج پرت مى شد، ولى چون نعمت الهى شامل حال او گرديد، او به صورت يك انسان غير مذموم پرت شد واز اين جهت دو مرتبه به رسالت برگزيده شد. بار ديگر نعمت خدا شامل حالش شد و بدين جهت پس از آن مى فرمايد:(فَاجْتَباهُ ربّهُ فَجَعَلهُ مِنَ الصَّالِحينَ).
***
٤
دستاويزهاى مخالفان عصمت
كسانى كه در باره عصمت انبيا به صورت دقيق مطالعه نمى كنند، برخى از كلمات وارد شده در سرگذشت يونس را گواه بر عدم عصمت او مى گيرند. حتى برخى كه توانايى پاسخگويى ندارند،مى گويند اين تعبيرات مربوط به قبل از نبوت اوست. در حالى كه قرآن همگى را مربوط به دوره رسالت او مى داند ومى فرمايد:(وَإنّ يُونُسَ لَمِنَ المُرْسَلينَ) آنچه دستاويز مخالف عصمت قرار گرفته، عبارت استاز:
١ـ (ذَهَبَ مُغاضِباً);
٢ـ (فَظنَّ أنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ) ;
٣ـ (فَالْتَقَمَهُ الحُوتُ);
٤ـ (وَ هُوَ مُليمٌ).
در توضيح جمله نخست، يعنى: (ذَهَبَ مُغاضِباً) كه در آن دو احتمال وجود دارد، ياد آور مى شويم:
١ـ مقصود خشم بر قوم خود بود. زيرا انسانى كه سالها از روى دلسوزى قوم