منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٤
در خدمت او بود و از اين جهت شايسته چنين تخفيفى بود. از طرفى چون نام خدارا به زبان آورده وسوگند ياد كرده بود، خدا حق دارد كه اين مصداق را از او بپذيرد واين يك نوع كار استثنايى است وربطى به حيله هاى شرعى ندارد تا افرادى با آن به نفع خود احتجاج كنند.
در باره مسأله چهارم از جمله هاى:(وَ آتَيْناهُ أهْلهُ وَ مِثْلهُمْ مَعَهُم) در سوره انبياءوجمله (وَ وَهَبْنا لَهُ وَ مِثْلَهُمْ معَهُم) در سوره ص استفاده مى شود كه خدا اهل او را به او باز گرداند.
در اينجا در روايات دو تفسير وارد شده است: يكى اينكه فرزندان او در دوران بيمارى وابتلاى وى متفرق شده بودند كه پس از بهبودى او بازگشتند واز طريق آنان فرزندانى برابر فرزندان خود پيدا كرد.احتمال ديگر اينكه فرزندان او مرده بودند و خدا پس از بهبودى، آنان را بار ديگر زندگى بخشيد ومعادل آنان فرزندان جديدى نيز به او بخشيد.
با توجّه به صبر وبردبارى ايوب در راه خدا قبول اين نوع كرامات آسان است.
نكات داستان
از مجموع اين سرگذشت نكاتى را ياد آور مى شويم:
١ـ هرگز نبايد گرفتارى افراد را دليل بر خطا كارى آنها دانست. هرچند گاهى برخى از گرفتاريها كفاره گناهان به شمار مى رود، ولى برخى از مصايب نيز مقدمه شكوفايى استعداد نزديك شدن به خداوند است.
٢ـ صبر ايوب، كه زبانزد خاص وعام است، صبر در مقابل مصيبت وگرفتارى بوده كه گويا از نظر زمان، قريب به بيست سال طول كشيد. اين مرد در عين اين گرفتارى طولانى، پيوسته سپاسگزار بوده وبه تعبير قرآن«اوّاب» بود، نه معترض وشاكى. واين خود براى ما درس بزرگى است كه در مصايب شكيبا وبردبار