منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
ممكن است به خاطر اين باشد كه او با ابراهيم قرابت داشته وخواهر زاده او بوده است وابراهيم بر او تقدّم داشته است; تو گويى از تبار اوست.
حوادث مهم زندگى ايوب
مسائلى كه در اينجا بايد روشن شود اين است كه از آيه هاى سوره هاى انبياء وص استفاده مى شود كه يك رشته مسائلى در زندگى او رخ داده است.
١ـ ايوب با ناراحتى وبلا روبرو بوده كه جمله هاى (مسّنى الضّرّ)،(فَكَشَفنا ما بِهِ مِنْ ضرّ) از آن حكايت مى كند.
٢ـ خداوند براى رفع اين گرفتارى به او دستور داده بود كه در آبى شستشو كند تا گرفتارى او برطرف شود.جمله (ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَشَرابٌ)حاكى از آن است.
٣ـ او سوگندى ياد كرده بود وخدا به او اجازه داد كه سوگند خود را به نحو خاصى جامه عمل بپوشاند وجمله(وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً) حاكى از آن است.
٤ـ گويا خدا اهل او را از او گرفته بود وبعداً خدا آنان را به دو برابر، به او باز گرداند. جمله هاى:(وَ آتَيْناهُ أهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ) و (وَ وَهَبْنا لَهُ أهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ) حاكى از آن است.
اكنون به توضيح هر چهار رويداد مى پردازيم:
در باره حادثه نخست ياد آور مى شويم كه ازاين آيات بيش از اين استفاده نمى شود كه او با گرفتارى وناراحتى سختى روبرو بوده وشايد گرفتارى او يك نوع بيمارى جسمى بوده است، امّا نه بيمارى كه مايه تنفر مردم از او باشد چنانكه در برخى از رواياتى كه بايد آنها را از اسرائيليات دانست، وارد شده است.
بيمارى افراد همه جا نشانه صدور گناه نيست، بلكه گاهى گواه بر تزكيه وشكوفايى كمالات مى باشد; همچنان كه بيمارى ايوب از اين مقوله است. زيرا