منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٨
من مى توانم آن را در زمانى كمتر از چشم بر هم زدن بياورم. وقتى او موافقت سليمان را احساس كرد، فوراً دست به كار شد وسليمان تخت را در برابر خود حاضر ديد. او در مقابل اين موهبت كه خدا به وى داده است، شكر خدا را به جاى آورد وآن را آزمونى الهى تلقى كرد وياد آور شد كه سپاس بنده شاكر به نفع خودِ سپاس گزار است وكفران نعمت زيانى به خدا نمى رساند:
(قالَ عِفرِيتٌ مِنَ الجِنِّ أنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إنّى عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أمينٌ*قالَ الّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ أنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبّى لِيَبْلُوَنى أَ أشْكُرُ أمْ أكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإنّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإنَّ رَبّى غَنِىٌّ كَريمٌ).
در اينجا پرسشهايى مطرح است كه يكى پس از ديگرى ياد آور مى شويم:
١ـ چگونه عفريتى از جن، كه موجود خبيث وبدخوى است، بر چنين قدرتى دست يافته است، تا آنجا كه مى تواند در مدت بسيار كم جسمى را از سرزمين سبا به محضر سليمان بياورد. مسلّماً او دروغ نمى گفت، وگرنه سليمان او را تنبيه مى كرد ويا لااقل مشت او را باز مى كرد. و او براى مطمئن ساختن سليمان خود را به دو صفت قدرت وامانت توصيف كرد وگفت:( وَ إنّى عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أمينٌ)نيرومندى او نشانه قدرتش بر انجام كار است وامانت او گواه بر سوء استفاده نكردن از آن و چون از نظر روحيه بدخوى بوده است، براى دفع هر نوع توهم، صفت امانتدارى راياد آور شده است.
پاسخ اين است كه اين نوع قدرتها ارتباطى به كفر وايمان ندارد. چه بسا مرتاضان ملحد در اثر رياضتها به چنين پايه از قدرت مى رسند. و شايد اين قدرتها در درون انس وجن است، ولى به فعليت رسيدن آن در گرو شرايطى است كه غالباً با رياضت وزحمت توأم است ومشاهده كار مرتاضان غير مؤمن در هند اين نوع شگفتى را برطرف مى سازد.