منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٧
آنچه خدا به من داده است، بهتر از آن است كه به شما داده است. زيرا به من حكمت ونبوت عنايت فرموده است كه در برگيرنده دنيا وآخرت است، ولى به شما تنها مال دنيا را داده است. بنابراين من نيازى به شما ندارم. اين شما هستيد كه باچنين هدايايى خشنود مى شويد:(فَلَمّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أتُمِدُّونَنِ بِمال فَما آتينِىَ اللّهُ خَيْرٌ مِمّا آتيكُمْ بَلْ أنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ).
سپس سليمان به فرستاده ملكه سبا دستور داد با آن هدايا به سرزمين سبا باز گردد وفرمان او را برساند كه اگر تسليم حق نشوند به سوى آنها با سپاهى مى آيد كه آنان را در برابر آن ياراى مقاومت نيست وهمگان را از آن سرزمين با ذلّت وخوارى بيرون مى كند. البته اين تهديد در صورتى است كه در حال تسليم به سوى سليمان نيايند; چنانكه مى فرمايد:(ارْجِعْ إلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُود لاقِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرونَ).
از قراين استفاده مى شود كه سليمان از حركت ملكه سبا با گروهى از سران آگاه شده بود، ولى براى نمايش قدرت عظيم خود از اطرافيانش خواست كه يكى از آنان تخت بلقيس را پيش از ورودشان به محضر سليمان بياورد تا وقتى ملكه سبا آمد وتخت خود را در آنجا مشاهد كرد، بر عظمت قدرت سليمان بيشتر پى برده وايمان آورد. در حقيقت آوردن تخت قبل از قدوم صاحب آن، يك نمايش قدرت براى هدايت وى بود.
معاذ اللّه كه پيامبران دنبال قدرت نمايىِ محض بدون انگيزه هدايت باشند. از اين جهت رو به اطرافيان خود كرد وگفت:(يا أيُّهَا المَلَؤُا أيُّكُمْ يَأتِينى بِعَرْشِها قَبْلَ أنْ يَأتُونى مُسْلِمينَ).
در اين هنگام دو پاسخ شنيد: يكى از جانب عفريتى از جن وديگرى از يكى از ياران نزديكش. اوّلى گفت: من مى توانم آن را پيش از پايان يافتن جلسه تو در اينجا حاضر سازم. ولى ديگرى كه داناتر از او بود ودانشى از كتاب داشت، گفت: