منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
اين بوده وملكه سبا نقاط حساس نامه را، كه توجّه اشراف قوم خود را جلب مى كرد، نقل كرده است واگر هم «بسم اللّه» را در نقل كلام سليمان آورده، براى اين است كه تعبير براى آنان جالب بوده است.
از اينكه او نامه را از اشراف قوم خود پنهان نكرد وهر نوع تصميم گيرى را به شوراى آنان محوّل ساخت، نشانه عقل ودرايت اوست. زيرا در چنين شرايط حسّاس بايد از عقل ديگران نيز بهره گرفت واگر هم مشاوره مفيد نباشد، لااقل راه اعتراض بسته مى شود وآنان بعدها نمى توانند بگويند:چرا ما را در جريان نگذاشتى؟ لذا رو به آنان كرد وگفت: (يا أيُّهَا المَلَؤُا أفْتُونى فى أمْرى ما كُنْتُ قاطِعَةً أمْراً حَتّى تَشْهَدُونِ).
از جمله ( ما كُنْتُ قاطِعَةً) مى توان استفاده نمود كه او نه تنها در اين مورد بدون حضور اشراف قوم خود تصميم نمى گرفت، بلكه اين سنتى در دوران حكومت او بود كه همه نوع تصميم را با حضور آنان مى گرفت.
از پاسخ آنان نيز مى توان ميزان درايت آنها را به دست آورد. آنان در پاسخ به دو نكته اشاره كردند:
١ـ ما ارتش ونيروهاى شجاع وبى باك در اختيار داريم.
٢ـ با اين حال تصميم گيرى با شماست.
چنانكه مى فرمايد:
(قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّة وَ أُولُوا بَأس شَديد وَ الأمْرُ إلَيْكِ فَانْظُرى ما ذا تَأْمُرينَ).
پاسخ آنان با در نظر گرفتن دو اصل، مى تواند پاسخ صحيحى باشد. ١ـنبايد به هنگام پيشامد ناگوار، فرمانروا را ترساند واو را مأيوس كرد. ٢ـ آنان از قدرت و آرايش نظامى سليمان ناآگاه بودند و قدرت او را يك قدرت عادى مى انديشيدند. هر چند با توجّه به شرايط سليمان وقدرت او فاقد ارزش بود. ولى