منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
عجيب اين است كه تحقيق را به وسيله خود هدهد آغاز كرد وبه او دستور داد كه نامه او را به سرزمين سبا وبر ملكه واطرافيانش بيفكند. آنگاه از آنها كناره بگيرد وعكس العمل آنان را مشاهده كند ونتيجه را مجدداً گزارش كند; چنانكه مى فرمايد:(إذْهَبْ بِكتابى هذا فَألْقِهْ إلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُر ماذا يَرْجِعُونَ).
دراين آيه به جاى كلمه «اليها» كلمه «اليهم» آمده است. يعنى به جاى اينكه بگويد نامه را بر ملكه بيفكن، فرموده است: نامه را بر آن گروه بيفكن; در حالى كه مخاطب اصلى نامه ملكه بود. حتى آيه بعدى حاكى است كه هدهد نامه را بر ملكه افكند.
در اين باره بايد گفت: نامه براى ملكه نوشته شده بود، ولى چون مضمون نامه متوجّه همگان بود وسليمان از همه آنان خواسته بود كه تسليم حق شوند وبه سوى سليمان بيايند، در چنين شرايط القاى نامه بر ملكه مانند القاى آن بر همگان است.
هدهد نامه را آورد و بر ملكه سبا افكند. او نامه را گشود واز مضمون آن آگاه شد وتصميم گرفت كه سران قوم خود را در جريان نامه قرار دهد;چنانكه مى فرمايد: (...يا أيُّهَا المَلَؤا إنّى أُلْقِىَ إلَىَّ كِتابٌ كَريمٌ *إنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ...).
در اين آيه ملكه سبا نامه سليمان را نامه كريم توصيف كرده است. ممكن است مقصود از آن زيبايى محتواى نامه باشد كه نام خداوتوصيف او به صفت رحمان ورحيم آغاز شده بود. واحتمال دارد كه مقصود از كريم، مختوم بودن نامه باشد ويكى از معانى كريم در لغت همين است. زيرا در آن زمان نامه اى اعتبار داشت كه مهر شده باشد وگويا نامه سليمان مهر شده بود.[١]
متن نامه چنين بود:
(بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ*ألاّ تَعْلُوا عَلَىَّ وَ أْتُونى مُسلِمينَ).
اين نامه از سه مطلب تشكيل شده است:
[١] ودر روايات آمده است كه:« اكرام الكتاب ختمه».