منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٢
نوع مستلزم اين است كه او به خاطر اين امتياز داراى تكليف باشد وآيا هدهد چنين بوده است؟
٣ـ چگونه هدهد از وضع مردم سبا مطلّع گرديد، امّا سليمان از طريق او اطّلاع يافت؟
در پاسخ سؤال اوّل ياد آور مى شويم كه احتمال دارد فردى از نوع ويا همه آنها چنين دركى از خدا داشته باشند، ولى نمى توانند ادراكات خود را به ديگرى منتقل سازند; مگر اينكه انسان مانند سليمان كه از زمان آگاه است در برابر آنها قرار گيرد برخلاف انسان كه علاوه بر دانستن، قادر بر انتقال نيز هست، ولذا انسان را با جمله (عَلَّمَهُ البَيانَ) (الرحمن/٤) توصيف نموده است.
در باره پرسش دوّم مى توان گفت: آيه حاكى از مكلّف بودن هدهد سليمان است; به گواه اينكه وقتى او غيبت كرد، سليمان او را مورد بازخواست قرار داد ودونوع كيفر براى او معيّن كرد: تنبيه و ذبح.
در باره پاسخ سوّم مى توان گفت: آنچه قبيح است اين است كه پيامبر از معارف و احكام دين خود آگاه نباشد نه از زندگى وآيين گروهى كه در نقطه اى دور زندگى مى كردند.
ناگفته پيداست كه سراسر داستان سليمان، مملوّ از عجايب است كه جز از طريق وحى نمى توان آن را تفسير كرد.
نامه سليمان به ملكه سبا
در هر حال هدهد، غيبت خود را با رفتن به سرزمين سبا وآوردن خبر مهم توجيه كرد وسليمان گفت:بايد در باره اين خبر تحقيق كنم. اين خود براى ما درس است كه عذر افراد معتذر را به زودى رد نكنيم. نخست تحقيق كنيم وبعداً در باره آن تصميم بگيريم: چنانكه مى فرمايد:(قالَ سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أمْ كُنْتَ مِنَ الكاذِبينَ).