منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٧
مى كنند.
١٧ـ ومن به سوى آنها(سليمان واطرافيانش)هدايايى مى فرستم وصبر مى كنم تا فرستادگان برگردند وعكس العمل آن را برايم باز گويند.
١٨ ـ وقتـى فرستاده ملكه سبا به حضور سليمان رسيد (وهدايا را تقديم كرد)سليمان برآشفت وگفت: با مال خود ثروت مرا افزايش مى دهيد(فريب مى دهيد.) آنچه خدا به من داده است، بهتر از آن چيزى است كه شما داده ايد، بلكه اين شما هستيد كه با اين هداياى خود خوشحال مى شويد.
١٩ـ به سوى آنان باز گرد، من با لشكريانى كه آنان قدرت مقابله با آن را ندارند، به سوى آنان حركت مى كنم وآنها را از آن شهر ذليلانه، خارج مى سازيم.
٢٠ـ (فرستاده ملكه سبا با پيام سليمان به سوى سرزمين سبا حركت كرد تا پيام سليمان را به فرمانرواى آنجا برساند) در اين موقع سليمان رو به بزرگانى، كه در اطراف او بودند، كرد وگفت:كداميك ازشما مى توانيد تخت او را پيش از آنكه در حال تسليم بيايند، نزد من حاضر سازيد.
٢١ـ عفريتى[١] از جن گفت:من تخت بلقيس را پيش از آنكه تو از جايگاهت برخيزى (مجلس به پايان برسد) حاضر مى كنم ومن بر اين كار نيرومند وامينم.
٢٢ـ كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود، گفت: من آن را پيش از آنكه تو چشم به هم زنى نزد تو حاضر مى كنم. سليمان ناگهان آن را در برابر خود ديد (فورا شكر خدا به جاى آورد و)گفت: اين كرامتى است از جانب خدا. مى خواهد مرا بيازمايد كه آيا من در برابر آن شكر مى كنم يا كفر مىورزم. آن كس كه سپاس گزارد به سود خويش سپاس گزارده وآن كس كه كفران نعمت كند، پروردگار من بى نياز وشريف است.
[١] عفريت به معنى خبيث وبدخوى است. (مفردات راغب، ماده عفر).