منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٩
سيد قطب چون گرفتار روايات اسرائيلى در اين مورد بوده، نتوانسته آيات را به صورت صحيح درك كند واعتراف دارد كه آنچه مفسران گفته اند روايات اسرائيلى است.ما درجلد پنجم اين مجموعه، مشروحاً در اين باره بحث كرده ايم.[١]
***
٣
امتحان وآزمون سليمان
(ولَقَدْ فَتنَّا سُليمانَ وَ ألْقَيْنا عَلى كُرسيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أنابَ). (ص/٣٤)
«ما سليمان را آزموديم وجسد بى روح انسانى را بر تخت او افكنديم، او به سوى خدا انابه وبازگشت نمود».
از اين آيه استفاده مى شود كه خدا سليمان را با افكندن جسدى بر تخت او آزمود. وامّا اينكه اين جسد از آن چه كسى بود وچگونه سليمان با اين كار در بوته آزمايش قرار گرفت، از خود آيه چيزى استفاده نمى شود. ولى جمله «ثمَّ اناب» حاكى از آن است كه از او كارى سرزده بود كه براى جبران آن راه انابه را پيش گرفت.
در اينجا مى توان به روايتى اعتماد نمود كه مى گويد: سليمان داراى فرزندى بود كه به او سخت دل بسته بود. خداوند با گرفتن جان او، به گونه اى كه حضرت سليمان جسد فرزند را در برابر خود مشاهده كرد، پايه صبر وشكيبايى او را آزمود. درست است كه دل بستن به فرزند واو را مظهر آمال وآرزوها انديشيدن نه براى افراد عادى ونه براى پيامبران گناه نيست، ولى شناختى كه پيامبران از خدا وجهان دارند واينكه بايد همه چيز را به او تفويض كرد، چنين تعلّق وآرزو با آن مقام بالا چندان سازگار نبود، زيرا بايد در عين علاقه به فرزند، كار را به خدا سپرد وجريان آينده را در
[١] منشور جاويد، ج٥، ص١٣٠ـ ١٢٥.