منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٨
اسبها دستور داد تا آنها را بار دگر باز گردانند.چرا؟ به سبب كارى كه بعداً انجام داد.
٨ـ «فطفق مسحاً بالسوق والأعناق»: وقتى اسبهاى مجاهدان با سوار كاران آنها باز گشتند، در اين هنگام سليمان به عنوان تقدير، دست بر ساقها ويال وگردنهاى آنها كشيد وآنها را نوازش نمود.
با توجه به تفسير مفردات آيات مى توان آيات را چنين تفسير كرد. روزى سليمان از سوار كاران خود سان ديد وقدرت نظامى خود را به نمايش گذاشت. در اين موقع سخنى گفت وكارى نيز صورت داد. سخنى كه گفت اين بود: من اسبهاى مجاهدان را دوست دارم ودوستى من به آنها از ياد وفرمان خدايم سرچشمه مى گيرد. شايد مقصود از فرمان خدا آماده بودن مجاهدان براى جهاد در راه خداست. گفتار او بود.
عملى كه انجام گرفت اين بود كه دستور داد: اسبان مجاهدان را كه از او به قدرى دور شده بودند كه چشم را ياراى ديدن آنها نبود، باز گردانند. پس از بازگشت آنها سليمان با كشيدن دست بر يال وگردن وپاى آنها مراتب تقدير خود را ابراز داشت. در حقيقت كار سليمان يك برنامه نظامى بود. با اين تفاوت كه سرچشمه اين برنامه رضايت خدا ودستور او بود.
آنچه گفته شد تفسيرى است كه با معانى مفردات وهيئت تركيبى آنها كاملاً مطابق است ومرحوم سيد مرتضى در تنزيه الأنبياء به آن اشاره نمود ومرحوم علاّمه مجلسى نيز نقل كرده است.[١]
در باره اين آيات تفسيرهاى بى اساس وپوچى نقل شده كه نه با شأن ومقام سليمان مناسب است ونه با مفردات وظواهر آيات.
[١] تنزيه الأنبياء، ص٩٧ـ٩٥; بحار الأنوار، ج١٤، ص١٠٤ـ١٠٢.