منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٥
تفسير موضوعى آيات
در شخصيت سليمان همين بس كه خدا او را مقرب درگاه خود و نيكو فرجام مى شمارد و مى فرمايد: (وَ إنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآب).
خدا از علم وسيعى كه به داود وسليمان عطا كرده گزارش كرده وياد آور شده كه آنان در برابر اين موهيبت الهى شاكر وسپاسگزار بودند:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُليمانَ عِلماً وَ قالَ الحَمْدُللّهِ الّذى فَضَّلْنا عَلى كَثير مِنْ عِبادِهِ المُؤمِنينَ).
سپس ياد آور مى شود كه سليمان، وارث داود بود. او نه تنهاوارث ثروت داود بود، بلكه وارث مقامات ديگر او نيز بود. وى در محضر پدر داورى كرد كه تفسير آن را در سرگذشت پدر بيان كرديم، به خاطر گسترش دايره وراثت او، وقتى قرآن از وارث بودن سليمان سخن مى گويد، بلافاصله ياد آور مى شود كه سليمان به مردم گفت: به ما زبان پرندگان تعليم داده شده و از مزايايى كه پيامبران وفرمانروايان برخوردارند، ما برخورداريم و چه برترى بالاتر از اين: (وَ وَرِثَ سُليمانُ داودَ وَ قالَ يا أيُّهَا النّاسُ عَلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَىء إِنّ هذا لَهُوَ الفَضْلُ المُبينِ) وتفصيل سخن گفتن سليمان را با پرندگان در هفتمين بخش خواهيد خواند.
باز قرآن ياد آور مى شود:«ما به سليمان مانند پدر، مقام داورى ودانش داديم واو بنده نيكو وذاكر خداست»: (وَكُلاّ ً آتَيْنا حُكْماً وعِلماً...). ونيز مى فرمايد: (نِعْمَ العَبْدُ إنَّهُ أوّابٌ).
واگر ما بخواهيم توصيفهاى او را در قرآن به صورت مجمل ياد آور شويم بايد بگوييم او چنين بود:
١ـ انسان مقرّب درگاه الهى (زلفى).
٢ـ نيكو فرجام(حسن مآب).