منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٤
٢ـ آيا از سرگذشت شاكيان، آنگاه كه از بالاى ديوار غرفه داود بالا رفتند وبه طور غير منتظره بر او وارد شدند، اطلاع داريد؟ داود از آنان بيمناك شد(كه مبادا دشمن بوده وقصد جان او را كرده باشد)فوراً شاكيان(براى رفع هر گونه ابهام)شروع به سخن كردند وگفتند:ما دو نفر شاكى هستيم،برخى بر برخى ستم روا مى دارد، ميان ما بحق داورى كن ودر مورد ما ستم روا مدار. ما را به راه راست هدايت فرما.
٣ـ يكى از آن شاكيان، در حالى كه به ديگرى اشاره مى كرد، چنين گفت: اين برادرم نود ونه گوسفند (ماده) دارد، در حالى كه من فقط يك گوسفند ماده دارم، ولى او به من اصرار مى كند كه همين يك گوسفند را نيز به او واگذار كنم و در سخن بر من غلبه كرده است.
٤ـ داود در پاسخ وبه عنوان داورى چنين گفت: آن برادر كه با چنين درخواست مى خواهد گوسفند تو را به ميشهاى خود ضميمه كند، به تو ظلم كرده است وبسيارى از دوستان بر يكديگر ستم مى كنند; مگر آنان كه ايمان آورده اند وعمل صالح انجام داده اند وآنان اندكند. داود فهميد كه ما او را آزموده ايم. از خدا طلب آمرزش كرد وخم شد وتوبه نمود.
٥ـ ما نيز اين (ترك اولى) را بر او بخشيديم واو نزد ما داراى مقامى بلند وسرانجام نيكى است.
٦ـ به ياد آر داود وسليمان را آنگاه كه در مورد تاكستان كسى داورى كردند. آنگاه كه گله گوسفند گروهى شبانه به تاكستان فردى وارد شد وآنها را تباه نمودند وما شاهد داوريهاى آنان بوديم.
٧ـ ما حكومت وكيفيت داورى را به سليمان تفهيم كرديم وبه هر يك حكمت ودانش آموختيم وكوهها وپرندگان را مسخّر وبا داود همراه ساختيم وما اين سنت را در مورد پيشينيان نيز داشتيم.
تفسير موضوعى آيات
در اين آيات داود به عنوان خليفه خدا در روى زمين براى داورى تعيين شده