منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٧
گاوى را بكشيد.آنان در پاسخ گفتند:آيا ما را به بازى ومسخره گرفته اى؟ گفت:به خدا پناه مى برم كه از افراد نادان باشم.
٢ـ آنان گفتند: از خدايت بخواه براى ما بيان كند چه گاوى را بايد بكشيم؟ موسى در پاسخ گفت: خدا مى گويد: آن گاوى است كه نه پير است ونه جوان، بلكه ميان اين دو است. پس به آنچه مأموريد عمل كنيد.
٣ـ گفتند:از خدايت بخواه براى ما بيان كند رنگ اين گاو چگونه است؟! فرمود: خدا مى گويد: آن گاوى است با رنگ زرد خالص وزرّين كه رنگ آن بينندگان را مسرور مى سازد.
٤ـ باز گفتند: خدايت را بخوان تا اين گاو را (از نظر كار) تشريح كند! زيرا اين گاو براى ما مشتبه شد وما إن شاء اللّه هدايت يافتگانيم.
٥ـ موسى گفت:خدا مى گويد آن گاوى است نه رام كه زمين را شيار كند ونه كشتزار را آب دهد، گاوى بى عيب ويك رنگ باشد. گفتند:الآن حق را بيان نمودى. گاو را ذبح كردند ونزديك بود (با بهانه گيريهاى مختلف) مأموريت الهى را انجام ندهند.
٦ـ آنگاه كه انسانى را كشتيد وهمگان از آن تبرى جستيد، خدا آنچه را پنهان مى سازيد آشكار مى كند.
٧ـ در نتيجه گفتيم: بعضى از اجزاى مقتول را به برخى از اجزاى آن گاو بزنند(مقتول زنده مى شود)خدا اين چنين مرده ها را زنده مى كند وآيات خود را نشان مى دهد، اگر بينديشيد.
تفسير آيات
مجموع اين آيات كه از آيه ٦٧ سوره بقره شروع شده وبا آيه ٧٣ همين سوره پايان مى پذيرد، يك داستان بيش نيست و در بيان شأن نزول ياد آور شديم كه انسانى در ميان بنى اسرائيل كشته شده بود وجسد مقتول در محلّه يكى از قبايل بنى اسرائيل گذارده شده بود ودر نتيجه اهالى آن محل متهم به قتل شدند وآنان نيز خود را از آن