منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٥
جدا بوده وبعدها از نزول عذاب هر دو گروه آگاه شدند. ودر هر حال ظاهر آيه ما را بر آن مى دارد كه بگوييم اين گروه صورت انسان را از دست داده وصورت ميمون به خود گرفتند. كسانى كه در مسائل مربوط به معجزات وكرامات ويا عذابهاى غيبى، به تأويلهاى علمى روى مى آورند، اين نوع آيات را به گونه اى ديگر تأويل كرده ومى گويند:صورت وشكل آنها به صورت ميمون مسخ نشد، بلكه قلوب ودلهاى آنان مانند ميمون گرديد[١]. روح ميمون را پيدا كردند نه صورت آن را. به طور مسلّم اين تفسير با ظاهر آيه تطبيق نمى كند وما بايد به همان ظاهر عمل كنيم.
ولى مسخ اين گروه به صورت ميمون هيچ ارتباطى با فرضيه داروين ندارد كه ريشه انسان را حيوان شبيه به ميمون مى داند. واصولاً اين حادثه از نظر تاريخى مربوط به دوران حضرت داود[٢] است در حالى كه فرضيه داروين مربوط به ماقبل تاريخ،بلكه مربوط با پانصد هزار سال جلوتر است وهرگز نبايد اين جريان را مؤيّد فرضيه وى بگيريم.
قرآن وداستان بقره بنى اسرائيل
مفسران نقل كرده اند كه مردى از بنى اسرائيل يكى از بستگان خود را كشت، سپس جنازه مقتول را در راه بهترين قبيله از قبايل بنى اسرائيل افكند، آنگاه به خونخواهى او برخاست. گروهى از بنى اسرائيل به حضور موسى رسيدند واز او خواستند كه قاتل را براى آنها معيّن كند.
موسى در پاسخ گفت:گاوى را بكشيد. آنان از پاسخ موسى در شگفت ماندند كه اين پاسخ چه ارتباطى به پرسش آنها دارد. سرانجام پس از يك سلسله مكالمات گاو را به قيمت گزافى خريده، كشتند وسراغ موسى آمدند. خدا دستور
[١] شيخ عبده، المنار١/٣٤٣، اين نظريه را از «مجاهد» نقل كرده است.
[٢] طبرسى، مجمع البيان، ج٢، ص٤٩٣.